از خداوند و نعمتبخشى او
( 21 ) - كشيم : برويم
( 22 ) - معنى جمله : راستى و درستى در عهد ما بسيار مغتنم است ( به كنايه مقصود و آنكه كم ديده مىشود )
( 23 ) - خانيان : نام سلسلهاى از سلاطين ترك است كه پيش از مغول بر تركستان شرقى حكم ميراندهاند اين طايفه با سامى خاقانيه و ايلك خانيه و خانيان و آل افراسياب نيز شهرت داشتهاند ( لغتنامهء - دهخدا )
( 24 ) - بهارگاه : فصل بهار ، بهاران
( 25 ) - چه گوئى : نظر و اعتقادت چيست ؟
( 26 ) - بىحشمت : بىشرم و بيم
ص 55
( 1 ) - دارم نصيحتى چند : تقديم فعل « دارم » براى تأكيد است
( 2 ) - باشد كه . . . بگويد : شايد كه بازگويد
( 3 ) - بسنده : كافى
( 4 ) - بزيسته باشد : زيسته است ، ماضى نقلى مؤكد
( 5 ) - فرا : حرف اضافه بمعنى به
( 6 ) - معنى جمله مقام و پايه هركس آشكار و معين است
( 7 ) - بازنمايد : عرض كند و اظهار نمايد
( 8 ) - گزارده باشد : همانا گزارده و ادا كرده است ، ماضى نقلى
( 9 ) - امير ماضى : پادشاه درگذشته ( سلطان محمود )
( 10 ) - معنى جمله : ايام فرمانروائى او به عروسى آرايش كرده شباهت داشت
( 11 ) - روزگار يافت : عمر و فرصت يافت
( 12 ) - درون و بيرون : باطن و ظاهر
( 13 ) - راه راست نهاد : طريق صواب بنياد كرد و در پيش گرفت
( 14 ) - بر راه وى رفته آيد : راه وى پيموده و سپرده شود ؛ رفتن بمعنى پيمودن و طى كردن
( 15 ) - گذاشته نيايد : اجازه داده نشود
( 16 ) - تمكين : يارا و توان و جرأت ، مصدر باب تفعيل
( 17 ) - كه : اكنون كه ، حرف ربط
( 18 ) - معنى جمله : اكنون كه نظرهاى متضاد يكجهت و يگانه و يك آهنگ شد
( 19 ) - معنى جمله : همه لشكريان و هواداران محمودى و مسعودى بايد بدين طريقه و روش بگرايند و بر همين شيوه پايدار باشند
( 20 ) - معظم : بضم اول و سكون دوم و فتح سوم بخش بزرگتر
( 21 ) - بازنگيرد : مضايقه نكند و دريغ ندارد
( 22 ) - حقا . . . : براستى و درستى بايد گفت ، بتأويل قيد و جمله مىرود ، فرخى فرمايد :
اى معتمد شاه بدين عز و بدين جاه * حقا كه سزاوارى ، حقا كه سزاوار
( 23 ) - دانستند : دانستند را اگر بمعنى شمردن و به حساب آوردن بگيريم ، معنى واضح است ، يعنى مردم ( يا اهل نظر ) اين را از خطاهاى بزرگ شمردند كه سلطان به على تگين مراجعه كرد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
ص 56
( 1 ) - جلد : بفتح اول و سكون دوم چالاك و با شهامت
( 2 ) - رحال : بفتح اول و تشديد دوم سازندهء پالان شتر
( 3 ) - ولايتى سخت بانام : سرزمينى نيك مشهور مشتمل بر چندين شهر
( 4 ) - برين جانب است : يعنى از آن ما و متعلق به ماست ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )