تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
نشاندن و امير فروگرفتن : شاه بتخت نشاندن و به زير كشيدن و يا باصطلاح نصب و عزل ( 12 ) - به پايان خواست آمد : مىبايست به پايان رسد ( 13 ) - معنى جمله : با فرمان دگرگونىناپذير تقدير برابرى نتوانست كرد ( 14 ) - السوء : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « در بيشتر نسخه‌ها : من قضاء الغالب بالسوء » معنى جمله : از قضاى غالب به بدى ( قضاى بد ) به خدا پناه مىبريم ( 15 ) - پذيرهء بنه وى : به پيشواز رفتن و مقابلهء رخت و سامان و اسباب او ( 16 ) - رشته‌تايى : يكتا رشته يا يك دانه تار ريسمان - سعدى فرمايد :
اى شكم خيره بتايى بساز * تا نكنى پشت به خدمت دو تا
( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) و در صفحهء 298 كليات عراقى تصحيح سعيد نفيسى آمده است :
تن مهجور چون رنجور نبود * چه تاب كوه دارد رشته‌تايى ؟
نيز نگاه كنيد به صفحهء 968 تاريخ بيهقى تصحيح مرحوم دكتر فياض چاپ سال 1350 ( 17 ) - زيان نشد : ضرر نرسيد ( 18 ) - بشكوهيدند : ترسيدند ( 19 ) - نه آن كرد : آن نكرد ، تقديم حرف نفى براى تأكيد نفى فعل است ( 20 ) - اندازه و پايگاه او : حد و مقام وى ( 21 ) - اقتدا : پيروى كردن ، مخفف اقتداء مصدر باب افتعال از مجرد قدوه بمعنى پيشوا ( 22 ) - معنى دو جمله : جانب خداى توانا و بزرگ را به سوگندهاى سخت دروغين كه خورد از دست داد و رياكارى نمود ( 23 ) - نشاندن او : او را معزول و از كار بر كنار كردن ، اضافه مفيد وابستگى مفعولى ( 24 ) - ش : او را ، ضمير متصل مفعولى ( 25 ) - صورت ديگر گونه نبندد : گونهء ديگر تصور نشود ص 51 ( 1 ) - كه بتواند ديد : هيچ‌كس نتواند ديد ، استفهام مجازا مفيد نفى ( 2 ) - بنشنود : همانا نشنيد ، تقديم باى تأكيد بر نون نفى ( 3 ) - شهامت : بفتح اول شيردلى و دليرى و توانائى ( 4 ) - چنو : مخفف چون او ( 5 ) - به كار : بايسته و لازم و ضرور ( 6 ) - مالش : گوشمال و تنبيه و سياست ( 7 ) - دندان نمودن : خشم نشان دادن و ترسانيدن ، نظامى گويد :
نبايد شد از خندهء شه دلير * نه خنده است دندان نمودن ز شير
( لغت‌نامهء دهخدا ) ( 8 ) - نموده آمد : نشان داده شد ، فعل ماضى مجهول بجاى ماضى معلوم ( نمودم ) ( 9 ) - وكيل در : بفتح اول وكيل در دربار - نماينده‌اى بوده است كه امرا و حكام اطراف در درگاه پادشاه مقيم مىداشته‌اند كه كارهاى مربوط به ايشان را انجام دهد و مراقب مصالح كار باشد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 10 ) - بدست و پاى مردن كنايه است از سخت ترسيدن ، نظامى مىگويد :
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 124 | محمد بن حسين البيهقي