تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 16

مساهمون:

صمقدمه ١٦
« اتفاق خوب چنان افتاد در اوائل سنهء خمسين و أربعمائة كه خواجه بو سعد عبد الغفار فاخر بن شريف حميد امير المؤمنين ، ادام اللّه عزه ، فضل كرد و مرا درين بيغولهء عطلت بازجست . . . ص 163 » بنا بر پژوهش استاد بزرگ سبك‌شناسى ملك‌الشعراء بهار ، بيهقى تدوين و نگارش تاريخ را در شصت و سه‌سالگى به سال 448 آغاز كرد و در فرصت بيست و دو سالهء آخر زندگى اين كار سترگ را كه حاصل عمر اوست به پايان آورد و سرانجام در صفر سال 470 روى در نقاب خاك كشيد و اثرى جاودانه تالى شاهنامه به يادگار نهاد و هم‌نوا با استاد طوس شد كه مىفرمايد :
نميرم از اين پس كه من زنده‌ام * كه تخم سخن را پراگنده‌ام
هر آن‌كس كه دارد هش و راى و دين * پس از مرگ بر من كند آفرين
ص 3018 جلد نهم شاهنامه ، چاپ بروخيم

روش تاريخ‌نويسى بيهقى

به اعتقاد پژوهندگان و اهل فن تاريخ‌نگارى بيهقى شيوهء دقيق علمى را در نگاشتن تاريخ به كار برده و از آغاز كار در ديوان رسالت غزنوى مقدمات اين كار بزرگ را فراهم آورده و به مطالعه كتب معتبر تاريخى اهتمام ورزيده است و سالها بثبت و ضبط وقايع روزانه و تعليق و يادداشت كردن آنها بر تقويمها پرداخته ، بدان گونه كه هر چه از خامهء تواناى او تراوش كرده يا به چشم خويش ديده و يا از كسانى كه بر گفتارشان اعتماد توان كرد شنيده و يا در كتب معتبر خوانده است : « در اخبار ملوك عجم خواندم ترجمهء ابن مقفع كه بزرگتر و فاضل‌تر پادشاهان ايشان عادت داشتند [ كه ] پيوسته بروز و بشب تا آنگه كه بخفتندى با ايشان خردمندان بودى نشسته از خردمندترين روزگار . . . ص 159 » « و من حكايتى خوانده‌ام در اخبار خلفا كه به روزگار معتصم بوده است و لختى بدين ماند كه بياوردم . . . ص 220 » « من كه بو الفضلم كتاب بسيار فرونگريسته‌ام خاصه اخبار و از آن التقاطها كرده . . . ص 241 » « و مرا كه بو الفضلم اين روز نوبت بود ، اين همه ديدم و بر تقويم اين سال تعليق كردم . . . ص 271 » « و گواه عدل برين چه گفتم تقويمهاى سالهاست كه دارم با خويشتن همه بذكر اين احوال ناطق ، هركس كه باور ندارد بمجلس قضاى خرد حاضر بايد آمد تا تقويمها پيش