تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 14 ) - ساخته كرد : آماده و مهيا كرد ، فعل مركب ( 15 ) - پگاه‌تر : صبح بسيار زود ، قيد زمان - پگاه بفتح اول سحر و صبح زود ( 16 ) - غلس : بفتح اول و دوم تاريكى پايان شب ( 17 ) - گرفتند : آغاز كردند ( 18 ) - هيبت : بفتح اول و سكون دوم شكوه و بزرگى ( 19 ) - احتشام : حشمت و شكوه و احترام داشتن ، مصدر باب افتعال ( 20 ) - معنى چند جمله : وى ( فضل ) به گرمى از آنان احوال مىپرسيد و پوزش مىخواست ( و سپاس‌گزارى مىكرد ) تا از كنار وى مىگذشتند و مىرفتند ( 21 ) - به اندازهء خويش : در حد خود ( 22 ) - توقير : بزرگداشت ، مصدر باب تفعيل از مجرد وقار ( 23 ) - تبجيل : گراميداشت ، مصدر باب تفعيل از مجرد بجالت بفتح اول گرامى و مكرم شدن ( 24 ) - معذرت پيوست : پياپى پوزش خواست ( 25 ) - نيكو گفت : ذكر خير ، مصدر مرخم ( 26 ) - درگذشت : عبد اللّه از پيش فضل دور شد ( 27 ) - حجاب : بضم اول و تشديد دوم حاجبان ص 28 ( 1 ) - معنى سه جمله : گروهى كه رتبهء فروتر داشتند در پيشگاه خليفه برپاماندند و گروهى كه مقام برتر داشتند نشستند و همگان در جايگاه خود قرار يافتند ( 2 ) - فضل ربيع : از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل « بنده » ( 3 ) - جاى كرده‌ام : جايگزين ساختم ( 4 ) - نازل : فرودين ، صفت پايگاه ( 5 ) - پيش آوردن : به پيشگاه يا بحضور آوردن ( 6 ) - سيرت حميده : خوى و روش پسنديده و ستوده ، موصوف و صفت ( 7 ) - جنايات : بفتح اول گناهان بزرگ جمع جنايت ( 8 ) - تضرع : عجز و خوارى كردن و زارى نمودن ، مصدر باب تفعل از مجرد ضراعت بفتح اول بمعنى خوارى و زارى ( 9 ) - عاطفت فرمود : مهربانى كرد ، فرمود به رعايت احترام بجاى « كرد » آمده است ( 10 ) - از سر گناهان . . برخاست : درگذشت و صرفنظر كرد ( 11 ) - رتبت دست‌بوس : مرتبهء دست‌بوسى ؛ دست‌بوس اسم مصدر است ( 12 ) - وزير : مقصود حسن سهل برادر فضل بن سهل است كه تا اواخر عمر وزارت مأمون را بر عهده داشت ( 13 ) - كردند : در نسخه‌بدل « كردن » آمده كه بر متن ترجيح دارد ، چه عنايت كردن كار خليفه است نه عبد اللّه طاهر و حسن سهل ( 14 ) - اصطناع : نيكو داشت و احسان ، مصدر باب افتعال از مجرد صنع ( 15 ) - در حال : بىدرنگ و حالى ( 16 ) - تشريف : بزرگ‌داشت ( 17 ) - رسانيد : ابلاغ كرد ( 18 ) - معنى جمله : محل و مرتبهء او را معين كرد ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 19 ) - از خدمت . . . بپرداخت : از خدمت فارغ شد ( 20 ) - دار خلافت : سراى خلافت يا دار الخلافه ( 21 ) - مشايعت : همراه يا بر پى رفتن ، مصدر باب مفاعله ( 22 ) - به هيچ نوع : به هيچ‌گونه ، متمم قيدى ( 23 ) - عنان باعنان : هم‌عنان و همراه و برابر ( 24 ) - خجالت آورد : شرمسارى نمود