( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 14 ) - ساخته كرد : آماده و مهيا كرد ، فعل مركب
( 15 ) - پگاهتر : صبح بسيار زود ، قيد زمان - پگاه بفتح اول سحر و صبح زود
( 16 ) - غلس : بفتح اول و دوم تاريكى پايان شب
( 17 ) - گرفتند : آغاز كردند
( 18 ) - هيبت : بفتح اول و سكون دوم شكوه و بزرگى
( 19 ) - احتشام : حشمت و شكوه و احترام داشتن ، مصدر باب افتعال
( 20 ) - معنى چند جمله : وى ( فضل ) به گرمى از آنان احوال مىپرسيد و پوزش مىخواست ( و سپاسگزارى مىكرد ) تا از كنار وى مىگذشتند و مىرفتند
( 21 ) - به اندازهء خويش : در حد خود
( 22 ) - توقير : بزرگداشت ، مصدر باب تفعيل از مجرد وقار
( 23 ) - تبجيل : گراميداشت ، مصدر باب تفعيل از مجرد بجالت بفتح اول گرامى و مكرم شدن
( 24 ) - معذرت پيوست : پياپى پوزش خواست
( 25 ) - نيكو گفت : ذكر خير ، مصدر مرخم
( 26 ) - درگذشت : عبد اللّه از پيش فضل دور شد
( 27 ) - حجاب : بضم اول و تشديد دوم حاجبان
ص 28
( 1 ) - معنى سه جمله : گروهى كه رتبهء فروتر داشتند در پيشگاه خليفه برپاماندند و گروهى كه مقام برتر داشتند نشستند و همگان در جايگاه خود قرار يافتند
( 2 ) - فضل ربيع : از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل « بنده »
( 3 ) - جاى كردهام : جايگزين ساختم
( 4 ) - نازل :
فرودين ، صفت پايگاه
( 5 ) - پيش آوردن : به پيشگاه يا بحضور آوردن
( 6 ) - سيرت حميده :
خوى و روش پسنديده و ستوده ، موصوف و صفت
( 7 ) - جنايات : بفتح اول گناهان بزرگ جمع جنايت
( 8 ) - تضرع : عجز و خوارى كردن و زارى نمودن ، مصدر باب تفعل از مجرد ضراعت بفتح اول بمعنى خوارى و زارى
( 9 ) - عاطفت فرمود : مهربانى كرد ، فرمود به رعايت احترام بجاى « كرد » آمده است
( 10 ) - از سر گناهان . . برخاست : درگذشت و صرفنظر كرد
( 11 ) - رتبت دستبوس : مرتبهء دستبوسى ؛ دستبوس اسم مصدر است
( 12 ) - وزير : مقصود حسن سهل برادر فضل بن سهل است كه تا اواخر عمر وزارت مأمون را بر عهده داشت
( 13 ) - كردند : در نسخهبدل « كردن » آمده كه بر متن ترجيح دارد ، چه عنايت كردن كار خليفه است نه عبد اللّه طاهر و حسن سهل
( 14 ) - اصطناع : نيكو داشت و احسان ، مصدر باب افتعال از مجرد صنع
( 15 ) - در حال : بىدرنگ و حالى
( 16 ) - تشريف : بزرگداشت
( 17 ) - رسانيد : ابلاغ كرد
( 18 ) - معنى جمله : محل و مرتبهء او را معين كرد ( نقل از حواشى دكتر فياض )
( 19 ) - از خدمت . . . بپرداخت : از خدمت فارغ شد
( 20 ) - دار خلافت :
سراى خلافت يا دار الخلافه
( 21 ) - مشايعت : همراه يا بر پى رفتن ، مصدر باب مفاعله
( 22 ) - به هيچ نوع : به هيچگونه ، متمم قيدى
( 23 ) - عنان باعنان : همعنان و همراه و برابر
( 24 ) - خجالت آورد : شرمسارى نمود
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص١٠٧