ص 14
( 1 ) - مهمل : به خود فروگذاشته ، اسم مفعول از اهمال
( 2 ) - اولىتر : سزاوارتر ، مسند ، در سياق فارسى اولىتر بجاى اولى كه خود صفت تفضيلى است به كار مىرود ، در صفحهء 371 كليله و دمنه تصحيح مينوى چنين آمده است « آن اولىتر كه ميان شما قسمت فرموده آيد »
( 3 ) - كه : در اينجا حرف اضافه است بمعنى « از »
( 4 ) - طارم : بفتح سوم ناحيهايست ميان قزوين و گيلان ( نقل از حواشى دكتر فياض )
( 5 ) - خوابى بيند : خيالى باطل كند ( نقل از حواشى دكتر فياض )
( 6 ) - نشستيم : ماضى مطلق بجاى بنشينيم ، مستقبل محقق الوقوع بصيغهء ماضى
( 7 ) - بقاع : بكسر اول جمع بقعه بمعنى جا و زمين ممتاز از حوالى خود و مجازا بمعنى شهر و ديار
( 8 ) - از سر تخت پدر : از مقام سلطنت پدرى يعنى پس از نشستن بر او رنگ پدر
( 9 ) - عدت : بضم اول سازوبرگ
( 10 ) - سخت تمام :
نيك كامل ، مسند
( 11 ) - بگزارد : به انجام رساند
( 12 ) - كارى پخته : كارى سنجيده و پرورده
( 13 ) - عشوه : بكسر اول در اينجا در سياق فارسى بمعنى فريب
( 14 ) - نخرد : خريدار و پذيرا نشود
( 15 ) - كه : حرف ربط براى توضيح و بيان
( 16 ) - جناح : بفتح اول بال - بر جناح سفر مجازا بمعنى آمادهء سفر - معنى جملهها : اكنون بسبب ضعف و زبونى بايد سازگارى نمود . چه مسعود آمادهء سفرست و در اين ديار ( رى ) مدتى دراز نتواند ماند
( 17 ) - وحشت :
رميدگى دل و پژمانى
( 18 ) - دريافت اين كار : چاره و تدارك كار
( 19 ) - معنى جمله : نيك غنيمت شمرد و بسود خويش دانست
( 20 ) - مناظره : بحث و جدال و تبادل نظر
( 21 ) - وى : مرجع ضمير امير مسعود
( 22 ) - هريوه : بكسر اول منسوب بهرات و مراد زر خالص ، صفت دينار
( 23 ) - ده هزار طاق جامه : ده هزار دست ( طاقه ) جامه
( 24 ) - مستعملات :
جمع مستعمله مؤنث مستعمل بمعنى به كار داشته ، اسم مفعول از استعمال ، مرحوم دكتر فياض نوشتهاند يعنى از مرسومات يا محصولات آنجا
( 25 ) - معنى عبارت : جدا از ارمغان نوروز و جشن مهرگان - مهرگان : نام روز شانزدهم مهرماه و عيدى از اعياد ايرانى است براى مطابقت نام روز با ماه ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 26 ) - استران با زين : استران زيندار ، موصوف و صفت پيشوندى - استر : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم چهارپائى كه از پيوند خر و اسب پديد آيد
( 27 ) - دست : گونه و قسم و جنس - دكتر فياض نوشتهاند مقصود از آلت سفر گويا خيمه و خرگاه و امثال آنست
( 28 ) - منشور : فرمان
( 29 ) - فاخر :
بكسر سوم گرانمايه
( 30 ) - گسيل كردند : روانه كردند يا فرستادند
( 31 ) - جمادى الاخرى :
بضم اول : نام اين ماه در عربى جمادى الآخره است
( 32 ) - تكلف : رنج بر خود نهادن و افراط كردن در آداب و رسوم
( 33 ) - آذين : بكسر سوم زينت و آرايش و زيب و آيين
( 34 ) - از حد و اندازه گذشته : بيش از حد و قياس ، صفت مركب آذين موصوف
( 35 ) - كران
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٩٥