تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
ص 14 ( 1 ) - مهمل : به خود فروگذاشته ، اسم مفعول از اهمال ( 2 ) - اولىتر : سزاوارتر ، مسند ، در سياق فارسى اولىتر بجاى اولى كه خود صفت تفضيلى است به كار مىرود ، در صفحهء 371 كليله و دمنه تصحيح مينوى چنين آمده است « آن اولىتر كه ميان شما قسمت فرموده آيد » ( 3 ) - كه : در اينجا حرف اضافه است بمعنى « از » ( 4 ) - طارم : بفتح سوم ناحيه‌ايست ميان قزوين و گيلان ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 5 ) - خوابى بيند : خيالى باطل كند ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 6 ) - نشستيم : ماضى مطلق بجاى بنشينيم ، مستقبل محقق الوقوع بصيغهء ماضى ( 7 ) - بقاع : بكسر اول جمع بقعه بمعنى جا و زمين ممتاز از حوالى خود و مجازا بمعنى شهر و ديار ( 8 ) - از سر تخت پدر : از مقام سلطنت پدرى يعنى پس از نشستن بر او رنگ پدر ( 9 ) - عدت : بضم اول سازوبرگ ( 10 ) - سخت تمام : نيك كامل ، مسند ( 11 ) - بگزارد : به انجام رساند ( 12 ) - كارى پخته : كارى سنجيده و پرورده ( 13 ) - عشوه : بكسر اول در اينجا در سياق فارسى بمعنى فريب ( 14 ) - نخرد : خريدار و پذيرا نشود ( 15 ) - كه : حرف ربط براى توضيح و بيان ( 16 ) - جناح : بفتح اول بال - بر جناح سفر مجازا بمعنى آمادهء سفر - معنى جمله‌ها : اكنون بسبب ضعف و زبونى بايد سازگارى نمود . چه مسعود آمادهء سفرست و در اين ديار ( رى ) مدتى دراز نتواند ماند ( 17 ) - وحشت : رميدگى دل و پژمانى ( 18 ) - دريافت اين كار : چاره و تدارك كار ( 19 ) - معنى جمله : نيك غنيمت شمرد و بسود خويش دانست ( 20 ) - مناظره : بحث و جدال و تبادل نظر ( 21 ) - وى : مرجع ضمير امير مسعود ( 22 ) - هريوه : بكسر اول منسوب بهرات و مراد زر خالص ، صفت دينار ( 23 ) - ده هزار طاق جامه : ده هزار دست ( طاقه ) جامه ( 24 ) - مستعملات : جمع مستعمله مؤنث مستعمل بمعنى به كار داشته ، اسم مفعول از استعمال ، مرحوم دكتر فياض نوشته‌اند يعنى از مرسومات يا محصولات آنجا ( 25 ) - معنى عبارت : جدا از ارمغان نوروز و جشن مهرگان - مهرگان : نام روز شانزدهم مهرماه و عيدى از اعياد ايرانى است براى مطابقت نام روز با ماه ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 26 ) - استران با زين : استران زين‌دار ، موصوف و صفت پيشوندى - استر : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم چهارپائى كه از پيوند خر و اسب پديد آيد ( 27 ) - دست : گونه و قسم و جنس - دكتر فياض نوشته‌اند مقصود از آلت سفر گويا خيمه و خرگاه و امثال آنست ( 28 ) - منشور : فرمان ( 29 ) - فاخر : بكسر سوم گرانمايه ( 30 ) - گسيل كردند : روانه كردند يا فرستادند ( 31 ) - جمادى الاخرى : بضم اول : نام اين ماه در عربى جمادى الآخره است ( 32 ) - تكلف : رنج بر خود نهادن و افراط كردن در آداب و رسوم ( 33 ) - آذين : بكسر سوم زينت و آرايش و زيب و آيين ( 34 ) - از حد و اندازه گذشته : بيش از حد و قياس ، صفت مركب آذين موصوف ( 35 ) - كران
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 95 | محمد بن حسين البيهقي