مأخوذ از ملاء و ؟ ؟ ؟ ملأ عربى بفتح اول و دوم بمعنى جماعت قوم و گروه اشراف
( 5 ) - طاهر دبير :
صاحب ديوان رسالت مسعود پيش از آنكه بو نصر مشكان به نزد مسعود آيد ( نقل باختصار از حواشى دكتر فياض )
( 6 ) - توقيع عالى : امضاء و نوشتهء مختصر والاى شاه - توقيع بمعنى نام خود را در ذيل نامه و چك نوشتن و نگاشتن طغراى سلطان بر عهد و فرمان ، مصدر باب تفعيل از مجرد وقوع
( 7 ) - مخاطبه : خطاب ، سخن در روى گفتن ، مصدر باب مفاعله - مخاطبه بتأويل جمله مىرود : خطاب چنين بود حاجب فاضل
( 8 ) - نواخت : نوازش ، اسم ( مصدر مرخم )
( 9 ) - اكفاء : بفتح اول و سكون دوم همتايان جمع كفو بضم اول و سكون دوم
( 10 ) - برنشستند :
سوار شدند
( 11 ) - بر اثر : بدنبال
( 12 ) - زرادخانه : بفتح اول سلاحخانه ، اسم مركب - زراد بمعنى زرهگر ، زرد بفتح اول و دوم معرب زره
( 13 ) - ضمان سلامت : بفتح اول كفالت و پذيرفتارى تندرستى و ايمنى ، استعاره مكنيه
( 14 ) - شغل ملك : كارهاى پادشاهى و كشور
( 15 ) - مفوض : واگذاشته يا بازگذاشته ، اسم مفعول از تفويض
( 16 ) - گذشته :
فراتر و برتر ، فعل « خواهد بود » به قرينه اثبات آن در جمله معطوف عليه حذف شده است
( 17 ) - نقيب : بفتح اول مهتر و رئيس ، صفت مشبهه از نقابت ؛ سركرده گروهى از سپاهيان ( لغتنامه دهخدا )
( 18 ) - برگزارده آيد : به انجام رسانده شود ، فعل مضارع مجهول
( 19 ) - فوج فوج : بفتح اول گروه گروه ، قيد مقدار كميت
( 20 ) - خداوند : از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل سلطان
( 21 ) - فرودآمد : پياده شد و منزل كرد ، در اسناد فعل باسم جمع ( ) لشكرگاه فعل را مفرد و گاه جمع مىآوردند
( 22 ) - تازيك : تاجيك ، لفظ تاجيك در نزد تركان معنى ايرانى ( در مقابل ترك ) يافت و در دورهء استيلاى سلسلههاى ترك بر اقوام ايرانى ، ايرانيان خود را تاجيك ( در مقابل فرمانروايان ترك ) مىخواندند ( نقل از دايرةالمعارف فارسى )
( 23 ) - خالى بنشستند : تنها و در خلوت فراهم آمدند - خالى تنها و منفرد اسم فاعل از خلوت و خلو ، قيد حالت يا حال
( 24 ) - برخواند : بر سر انجمن به آواز بلند خواند
( 25 ) - برادر : عطف بيان يا بدل « امير جليل »
( 26 ) - بخواندند : دعوت كردند
( 27 ) - سخت بانام : بسيار نامى و معروف ، سخت قيد است براى بانام ( صفت ) ، ولايت موصوف
( 28 ) - ديلمان : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم جمع ديلم نام طائفه معروف در قسمت كوهستانى گيلان و سرزمين آنان ( ديلمستان ) ، در اينجا مقصود ديالمه عراق از ديالمه آل بويه است كه در فاصله سالهاى ( 320 - 447 ) بر رى ، اصفهان ، همدان ، عراق و فارس فرمانروائى كردند
( 29 ) - بس خطرى : قدر و منزلتى بسيار ، صفت و موصوف
ص 8
( 1 ) - رسول علوى : نام اين فرستاده سيد عبد العزيز است و پس ازين خواهد آمد ( نقل از حواشى دكتر فياض )
( 2 ) - تعزيت : مصيبتزده را بصبر فرمودن ، مصدر باب تفعيل
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٨٩