تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
مأخوذ از ملاء و ؟ ؟ ؟ ملأ عربى بفتح اول و دوم بمعنى جماعت قوم و گروه اشراف ( 5 ) - طاهر دبير : صاحب ديوان رسالت مسعود پيش از آنكه بو نصر مشكان به نزد مسعود آيد ( نقل باختصار از حواشى دكتر فياض ) ( 6 ) - توقيع عالى : امضاء و نوشتهء مختصر والاى شاه - توقيع بمعنى نام خود را در ذيل نامه و چك نوشتن و نگاشتن طغراى سلطان بر عهد و فرمان ، مصدر باب تفعيل از مجرد وقوع ( 7 ) - مخاطبه : خطاب ، سخن در روى گفتن ، مصدر باب مفاعله - مخاطبه بتأويل جمله مىرود : خطاب چنين بود حاجب فاضل ( 8 ) - نواخت : نوازش ، اسم ( مصدر مرخم ) ( 9 ) - اكفاء : بفتح اول و سكون دوم همتايان جمع كفو بضم اول و سكون دوم ( 10 ) - برنشستند : سوار شدند ( 11 ) - بر اثر : بدنبال ( 12 ) - زرادخانه : بفتح اول سلاح‌خانه ، اسم مركب - زراد بمعنى زره‌گر ، زرد بفتح اول و دوم معرب زره ( 13 ) - ضمان سلامت : بفتح اول كفالت و پذيرفتارى تندرستى و ايمنى ، استعاره مكنيه ( 14 ) - شغل ملك : كارهاى پادشاهى و كشور ( 15 ) - مفوض : واگذاشته يا بازگذاشته ، اسم مفعول از تفويض ( 16 ) - گذشته : فراتر و برتر ، فعل « خواهد بود » به قرينه اثبات آن در جمله معطوف عليه حذف شده است ( 17 ) - نقيب : بفتح اول مهتر و رئيس ، صفت مشبهه از نقابت ؛ سركرده گروهى از سپاهيان ( لغت‌نامه دهخدا ) ( 18 ) - برگزارده آيد : به انجام رسانده شود ، فعل مضارع مجهول ( 19 ) - فوج فوج : بفتح اول گروه گروه ، قيد مقدار كميت ( 20 ) - خداوند : از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل سلطان ( 21 ) - فرودآمد : پياده شد و منزل كرد ، در اسناد فعل باسم جمع ( ) لشكرگاه فعل را مفرد و گاه جمع مىآوردند ( 22 ) - تازيك : تاجيك ، لفظ تاجيك در نزد تركان معنى ايرانى ( در مقابل ترك ) يافت و در دورهء استيلاى سلسله‌هاى ترك بر اقوام ايرانى ، ايرانيان خود را تاجيك ( در مقابل فرمانروايان ترك ) مىخواندند ( نقل از دايرةالمعارف فارسى ) ( 23 ) - خالى بنشستند : تنها و در خلوت فراهم آمدند - خالى تنها و منفرد اسم فاعل از خلوت و خلو ، قيد حالت يا حال ( 24 ) - برخواند : بر سر انجمن به آواز بلند خواند ( 25 ) - برادر : عطف بيان يا بدل « امير جليل » ( 26 ) - بخواندند : دعوت كردند ( 27 ) - سخت بانام : بسيار نامى و معروف ، سخت قيد است براى بانام ( صفت ) ، ولايت موصوف ( 28 ) - ديلمان : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم جمع ديلم نام طائفه معروف در قسمت كوهستانى گيلان و سرزمين آنان ( ديلمستان ) ، در اينجا مقصود ديالمه عراق از ديالمه آل بويه است كه در فاصله سالهاى ( 320 - 447 ) بر رى ، اصفهان ، همدان ، عراق و فارس فرمانروائى كردند ( 29 ) - بس خطرى : قدر و منزلتى بسيار ، صفت و موصوف ص 8 ( 1 ) - رسول علوى : نام اين فرستاده سيد عبد العزيز است و پس ازين خواهد آمد ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ( 2 ) - تعزيت : مصيبت‌زده را بصبر فرمودن ، مصدر باب تفعيل