تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
بازگردانيده مىآيد با نواختى هر چه تمام‌تر ، چنان كه حال و محل و راستى او اقتضا كند 1 . و ما درين هفته از اينجا حركت خواهيم كرد همهء مرادها حاصل گشته 2 و جهانى در هوا 3 و طاعت ما را بياراميده . و نامهء توقيعى 4 رفته است تا خواجهء فاضل ابو القاسم احمد بن الحسن 5 را كه به قلعت جنكى 6 بازداشته بود ببلخ آيد با خوبى بسيار و نواخت 7 ، تا تمامى دست محنت از وى كوتاه شود و دولت ما با رأى و تدبير او آراسته گردد . و اريارق حاجب ، سالار هندوستان 8 را نيز مثال داديم تا ببلخ آيد و از غزنين نامهء كوتوال بوعلى رسيد كه جملهء خزائن دينار و درم و جامه و همهء اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هيچ‌چيزى نمانده است از اسباب خلاف به حمد اللّه كه بدان دل‌مشغول بايد داشت . و چون اين كارها برين جمله قرار گرفت ، خان را بشارت داده آمد ، تا آنچه رفته است بجمله معلوم وى گردد و بهرهء خويش ازين شادى بردارد و اين خبر شايع 9 و مستفيض كند 10 ، چنان كه بدور و نزديك رسد كه چون خاندانها يكى است - شكر ايزد را ، عزّ ذكره - نعمتى كه ما را تازه گشت او را گشته باشد 11 . و بر اثر ابو القاسم حصيرى را كه از جملهء معتمدان من است و قاضى بو طاهر تبّانى 12 را كه از اعيان قضاة است ، برسولى نامزده كرده ميايد تا بدان ديار كريم ، حرسها اللّه 13 ، آيند و عهدها تازه كرده شود . منتظريم جواب اين نامه را كه به زودى بازرسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن كارها بر قضيّت مراد 14 ، لباس شادى پوشيم و آن را از بزرگتر مواهب 15 شمريم ، بمشيّة اللّه عزّ و جلّ و اذنه 16 » و اين نسخت 17 بدست ركابدارى 18 فرستاده آمد سوى قدر خان ، كه او زنده بود هنوز و پس ازين به دو سال گذشته شد 19 . و هم برين مقدار نامه‌يى رفت بر دست فقيهى 20 چون نيم رسولى 21 به خليفه ، رضى اللّه عنه . و پس از آنكه اين نامه‌ها گسيل كرده آمد ، امير حركت كرد از هرات روز دوشنبه نيمهء ذىالقعده اين سال بر جانب بلخ بر راه بادغيس 22 و گنج روستا 23 با جملهء لشكرها و حشمتى سخت تمام . و خوارزمشاه آلتونتاش با وى بود ، انديشمند تا در باب وى چه رود . و چند