تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
ايشان را ديدن كسى كه مستحقّ جايگاه ايشان باشد ، ما را برى ماند 1 كه دانست كه آن ديار تاروم 2 و از ديگر جانب تا مصر طولا و عرضا 3 همه بضبط ما آراسته گردد تا غزنين و هندوستان و آنچه گشاده آمده است 4 به برادر يله كنيم 5 كه نه بيگانه را بود 6 تا خليفت ما باشد و باعزاز بزرگتر داريم 7 . « رسول فرستاديم نزديك برادر به تعزيت 8 و تهنيت نشستن بر تخت ملك و پيغامها داديم رسول را كه اندران صلاح ذات البين 9 بود و سكون خراسان و عراق و فراغت دل هزارهزار مردم . و مصرّح 10 بگفتيم كه مر ما را 11 چندان ولايت در پيش است و آن را بفرمان امير المؤمنين مىببايد گرفت و ضبط كرد كه آن را حد و اندازه نيست ، همپشتى و يكدلى و موافقت مىبايد ميان هر دو برادر و همه اسباب مخالفت را برانداخته بايد 12 . تا جهان آنچه به كار آيد و نام دارد ، ما را گردد 13 ، امّا شرط آن است كه از زرّادخانه 14 پنج هزار اشتربار 15 سلاح ، و بيست هزار اسب از مركب و تركى 16 ، دو هزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام ، و پانصد پيل خيارهء 17 سبك جنگى به زودى نزديك ما فرستاده آيد ، و برادر خليفت ما باشد ، چنان كه نخست بر منابر 18 نام ما برند بشهرها و خطبه بنام ما كنند ، آنگاه نام وى ، و بر سكّهء درم و دينار 19 و طراز 20 جامه نخست نام ما نويسند آنگاه نام وى ، و قضاة و صاحب بريدانى 21 كه اخبار انها 22 مىكنند ، اختيار كردهء حضرت 23 ما باشند تا آنچه بايد فرمود در مسلمانى مىفرماييم ، و ما بجانب عراق و بغزو 24 روم مشغول گرديم و وى بغزنين و هندوستان ، تا سنّت پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه 25 ، به جا آورده باشيم و طريقى كه پدران ما بر آن رفته‌اند ، نگاه داشته آيد كه بركات آن اعقاب 26 را باقى ماند . و مصرّح گفته آمده است كه اگر آنچه مثال داديم ، به زودى آن را امضا 27 نباشد و بتعلّل و مدافعتى 28 مشغول شده آيد ، ناچار ما را باز بايد گشت و آنچه گرفته آمده است مهمل ماند 29 و روى به كار ملك نهاد كه اصل آن است و اين ديگر فرع ، و هرگاه اصل بدست آيد ، كار فرع آسان باشد و اگر ، فالعياذ باللّه 30 ، ميان ما مكاشفتى 31 بپاى شود ، ناچار خونها ريزند و وزر 32 و و بال 33 بحاصل شود و به دو بازگردد 34 كه ما چون وليعهد پدريم و اين مجاملت 35