سوى مكّه حركت كرد . در بين راه ، افراد زيادى از قبيلهء « خُزاعَه » و غير آن را به قتل رساند و اموال زيادى را به غارت گرفت . و چون به مكّه رسيد افراد زيادى از فرزندان ابولهب را كشت . سپس به « سَراة » پيش رفت و دوستداران امام عليه السلام را به قتل رسانيد . در « نَجْرانْ » و « يَمَن » نيز كشتارهاى فراوان كرد ، حتّى دو فرزند خردسال « عُبَيْدُاللَّهِ بنِ عَبّاس » فرماندار يمن را به دست خود سر بريد . و سرانجام پس از اين همه غارت و كشتار كه تا مرز سى هزار تن هم نوشتهاند به شام بازگشت . « 1 »
عكس العمل امام عليه السلام
اميرمؤمنان عليه السلام چون خبر يورشها و حملات ناجوانمردانهء « بُسْر » را شنيد مردم را براى مقابله با وى دعوت كرد و فرمود :
« به من خبر رسيده كه « بُسر » بر يمن تسلّط يافته است . سوگند به خدا مىد انستم اينها به زودى بر شما مسلّط مىشوند ؛ زيرا آنان بر باطلشان مجتمع و شما در راه حقّ متفرّق هستيد . شما به نافرمانى از پيشواى خود در مسير حقّ برخاستهايد . ولى آنان در باطلشان از پيشواى خود اطاعت مىكنند .
آنان نسبت به رهبر خود اداى امانت مىكنند و شما خيانت . آنان در شهرهاى خود به اصلاح مشغولند و شما به افساد ، اگر قدحى به عنوان امانت به يكى از شما بسپارم از آن بيم دارم كه بند آن را بدزدد » . « 2 »
كوفيان ، همچون گذشته ، سخنان امام عليه السلام را با سردى تلقى كردند . تا اينكه حضرت پس از مدّتى سپاهى مركب از هزار تن تحت فرماندهى « جارِيَةِ بنِ قُدّامَه » ترتيب داد . جاريه ابتدا به بصره رفت . سپس از راه حجاز به يمن رفت . « بُسر » كه از حركت جاريه مطلع شده بود راه خود را به سمت « يَمامَة » كج كرد . جاريه با سرعت ، بدون اينكه در منزلى فرود بيايد ، همه جا دنبال « بُسْر » بود . ولى « بُسْر » از ترس ، از اين سو به آن سو مىگريخت تا از قلمرو حكومت امام عليه السلام بيرون رفت . مردم كه وى را در حال فرار مىديدند به او حمله
هامش
( 1 ) - مراجعه شود به الغارات ، ج 2 ، ص 600 به بعد و شرح ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 7 - 17 و الاغانى ، ج 16 ، ص 266
( 2 ) - نهج البلاغه ، خ 25