همراه معاويه شد . او بعدها از طرف معاويه مدتى حاكم كوفه و پس از آن حاكم « حِمْص » شد .
معاويه ، نعمان را در سال 39 هجرى با دو هزار نفر « عَيْنُ التَّمْر » فرستاد . نعمان ، پادگان نظامى كه حدود صد نفر از سربازان اميرمؤمنان عليه السلام در آنجا بودند ، حمله كرد . ولى مدافعان دلاور ، غلافهاى شمشيرهايشان را شكستند و سرسختانه به دفاع پرداختند ، در اين ميان پنجاه نفر نيروى كمكى از اطراف بدانان پيوست . سربازان نعمان كه گمان برده بودند نيروهاى كمكى زيادى براى مدافعان رسيده است شبانه منطقه را ترك كردند و به شام بازگشتند . « 1 »
سُفْيانِ بنِ عَوْف
او از طرف معاويه مأموريّت يافت تا به نقاطى در عراق حمله كند . معاويه ، هنگام بدرقهء وى سفارش كرد :
« باهر كه برخورد كردى كه با تو هم رأى نبود بى درنگ به قتل برسان ، آباديهاى مسير خود را ويران سازد . اموال را غارت كن ؛ زيرا غارت اموال مثل كشتن است ، بلكه در پارهاى از موارد جانگدازتر است » .
سپس از وى خواست نخست به شهر « هيتْ » « 2 » يورش برده ، پس از آن ، دو شهر انْبار و مدائن را به تصرف خويش درآورد . سفيان ، با شش هزار سرباز حركت كرد و چون در « هيت » كسى را نديد به شهر انبار يورش برد و پس از اينكه عدهء زيادى از محافظان شهر را كشت به قتل مردم و غارت شهر پرداخت و با اموال فراوانى به شام بازگشت . « 3 »
اميرمؤمنان عليه السلام چون از اين وقايع خبر يافت ، خطبهء مشروحى در فضيلت جهاد و عواقب وخيم ترك اين وظيفهء اسلامى ايراد كرد ، و ضمن آن فرمود :
« من شب و روز ، پنهان و آشكار شما را به پيكار اين جمعيّت دعوت كردم و
هامش
( 1 ) - الغارات ، ج 2 ، ص 445 ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 133 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 375 و شرح ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 301 - 305
( 2 ) - هيت شهرى بوده در كنار فرات و در فاصله بين بغداد و انبار ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 420 )
( 3 ) - شرح ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 85 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 376 و الغارات ، ج 2 ، ص 464