و چهل هجرى شدّت بيشترى پيدا كرده بود - علاوه بر اعزام گروههاى بازدارنده ، تصميم گرفت تمام تلاش خود را براى بسيج نيروى لازم و حركت به سمت شام به كار گيرد و براى هميشه جلو تجاوزات معاويه را سدّ كند ؛ زيرا آن حضرت تنها راه چاره را جنگ تمام عيارى مىديد كه بتواند در سايهء آن شرّ معاويه را دفع كرده ، او را سرجاى خود بنشاند .
بدين منظور « مَعْقِلِ بنِ قَيْس » را براى دعوت و بسيج مردم اطراف ، به « سَوادِ » كوفه « 1 » فرستاد . « 2 »
نامهاى نيز به « قِيس بن سَعْد » والى آذربايجان نوشت و ضمن اعلام آمادگى و وحدت نظر مردم براى حركت به سمت شام ، او را براى شركت در اين پيكار فرا خواند . « 3 »
خود نيز براى ايجاد آمادگى در مردم كوفه ، خطابهء مشروحى ايراد كرد و در قسمتى از سخنانش فرمود :
« بندگان خدا ! . . . توجّه و دقّت در تاريخ ملتهاى گذشته براى شما آموزش و عبرتى گرانبهاست . كجايند غولها ( پادشان بزرگ ) و فرزندانشان ؟ كجايند فراعِنَه و فرزندانشان ؟ كو مَدَنيان « رَسّ » ؛ همانان كه پيامبران را كشتند ، و چراغ پرفروغ سُنَنِ آنان را خاموش ، و راه و رسم ستمگران را زنده كردند ؟ كجايند آنان كه با لشكرهاى گران به راه افتادند ، و سپاهيان هزارهزارى را درهم شكستند و سپاهيان فراوان گرد آوردند و شهرها بنا كردند ؟
. . . بندگان برگزيدهء خدا آمادهء رحيل گرديدند ، و نعمتهاى اندك دنياى فانى را با آخرت جاويد معاوضه كردند . راستى برادران ما ، كه در صِفّين خونشان ريخت اگر امروز زنده نيستند چه زيان ديدهاند ؟
. . . كجا هستند برادران من ؛ آنان كه راه ( جهاد ) را در پيش گرفتند و جاده حقّ
هامش
( 1 ) - سواد كوفه عبارت بود از اطراف كوفه كه پوشيده از درختها و نخلهاى فراوان بود . و چون به خاطر افزونى نخلها ، از دور بهصورت سياهى ديده مىشد به آن « سواد » مىگفتند طول آن از ابتدا « موصل » شروع مىشد تا « آبادان » و عرضش نيز از « عَزيب » تا « حُلْوان » امتداد داشت . ( مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 72 )
( 2 ) - الغارات ، ج 2 ، ص 782 و تنقيح المقال مامقانى ، ج 3 ، ص 297
( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 203