نسبت به امامحسين و اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله كرده بود ، تبرئه مىكرد و آن را به گردن ديگران مىانداخت و همين تحوّل سبب شد كه هر چه زودتر خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را به مدينه برگرداند .
به موجب روايتى كه طبرى آورده ، يزيد در آغاز از شهادت امامحسين عليه السلام خوشحال گشت ، ولى با پديدار شدن نتيجه و اثر آن نادم شد « 1 » و مىگفت :
با كشته شدن حسين عليه السلام ، مسلمانان دشمن من شده و كينهام را به دل گرفتهاند . مردم ، كه كشته شدن حسين عليه السلام را به دست من گناهى عظيم مىدانند ، همه از نيكوكار گرفته تا بدكار ، نسبت به من كينه مىورزند . « 2 »
چيزى نگذشت كه هيأت حاكمهء اموى از خواب و خيال به در آمد و نقشهاى را كه موفقيتآميز مىپنداشت ، به زيان خويش يافت و پس از ارزيابى نتايج حاصل شده ، به اشتباه فاحش خود پى برد . تأثيرى كه تلاش خصمانهء يزيد در افكار عمومى بر جاى گذاشت ، بيش از همه ، خود او را نگران كرده بود ؛ زيرا به روشنى مىديد كه حتى هواخواهان سابق دربار اموى نيز از او برگشته و نسبت به دودمان پيامبر صلى الله عليه و آله احساسات مشفقانه يافتهاند . با اين حال ، وضع عاطفى و فكرى ساير طبقات و دستهها معلوم است .
برترى شيوهء عقيدتى سياسى سيدالشهدا بر شيوهء نظامى يزيد بر سران بنىاميّه پوشيده نماند ؛ ديرى نگذشت كه همه فهميدند پيروزى با سيدالشهدا بوده ، نه با يزيد . آثار و نتايج جهاد مرامى - سياسى امام عليه السلام با
هامش
( 1 ) - تاريخ الخلفاء ، ص 208 .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، محمد بن جرير ، ج 5 ، ص 506