پرسيدم : معلوم است سوزاندن پيكر هشام به تلافى سوزاندن بدن زيد بن على بوده است ، اما آن هشتاد تازيانه كه به بدن هشام زدند ، چه علتى داشت ؟ ابو جعفر گفت : گمان دارم كه آن هشتاد تازيانه حدّ قذف بوده باشد ؛ زيرا هشام به زيد جسارت كرد و به مادر او فحش داد و سخن ناسزا گفت و تهمت زد . به برادر زيد ، امام باقر ، نيز اهانت نمود . » « 1 »
استفادهء ابزارى بنىعباس از عترت پيامبر عليهم السلام و مظلوميّت آنان
سليمان بن على عبّاسى در بصره ، هر يك از امويان را به چنگ آورد ، از دم تيغ گذراند و سپس خطبهاى ايراد كرد و در آغاز آن ، اين آيه را خواند : « وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبوُرِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ انَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبْادِىَ الصَّا لِح ونَ . » « 2 » ( يعنى : همانا ما در كتاب زبور ، پس از ذكر ، نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهء من ، به ارث مىبرند . )
سپس گفت : « آرى ، حكمى استوار و سخنى حتمى است . سپاس خداوندى را كه سخن بندهء خويش را راست قرار داد و وعدهء خود را برآورد و دورى از رحمت خداوند بر گروه ستمگران باد ؛ كسانى كه كعبه را وسيلهء رسيدن به اهداف ، و دين را بازيچه ، و درآمد عمومى مسلمانان را ميراث خود قرار دادند و قرآن را پاره پاره كردند . . . » تا آن جا كه گفت :
« خداوندشان چندان مهلت داد تا بر عترت ستم كردند و سنّت را كنار گذاشتند . » « 3 »
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 131 ، به نقل از مروج الذّهب ، ج 3 ، ص 206 - 207 .
( 2 ) - انبياء ( 21 ) ، آيهء 105 .
( 3 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 7 ، ص 146 .