تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
درود فرستاد و بر عهد خود تأكيد كرد . « 1 » او با شجاعتى كم‌نظير ، ياران را فرماندهى مىكرد و مرتب به دشمن حمله ور مىشد . چندين بار صفوف آنان را در هم شكست ، امّا تعداد اندك ياران و كثرت دشمنان اجازهء پيروزى كامل را به او نداد با وجود اين ، ضربات مهلكى بر دشمن وارد كرد و او نيز همچون سليمان به شهادت رسيد . عبداللَّه‌بن‌سعد پرچم افتادهء مسيّب را به دست گرفت و به جنگ ادامه داد . لشكريان را فرماندهى كرد و بر روان دو سردار بزرگ و شهيد ( سليمان و مسيّب ) درود فرستاد و اين آيه را خواند : « . . . و مِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ ، و مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِر وَ ما بَدَّلوُا تَبْديلًا . » ( . . . بعضى رفتند و بعضى منتظرند ، ولى از عهد و تصميم خود برنگشتند . ) در همين حال ، سه سوار از شيعيان مدائن سررسيدند و گفتند : به زودى ، سعدبن حذيفه رهبر شيعيان مدائن ، و مثنى بن مخربه ، رهبر شيعيان بصره ، با سيصد مرد جنگى به كمك شما خواهند آمد . شيعيان خرسند شدند . عبداللَّه گفت : « بلى ، اگر به موقع مىرسيدند » . آن سه تن از ديدن اجساد شهدا و كشته‌شدگان سخت متأثّر شدند و خود به همراه شيعيان وارد نبرد گرديدند . در اين نبرد ، عبداللَّه‌بن‌سعد نيز به شهادت رسيد . قاتل او برادرزادهء ربيعةبن‌مخارق بود . خالدبن‌سعد ، برادر عبداللَّه‌بن‌سعد ، به قاتل برادر خود حمله برد و با او گلاويز شد . امّا يارانش وى را كه به شدّت مجروح شده بود از دست خالد نجات دادند و خالد را به شهادت رساندند . « 2 »
هامش
( 1 ) - ترجمهء كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 27 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 599 - 601 . ( 2 ) - همان .