پايمردى توّابين
سليمان پايمردى و مقاومت شيعيان را مىديد و آنان را به جهاد تشويق مىكرد ؛ او از اسب پياده شد و فرياد زد : « اى بندگان خدا ، هر كه مىخواهد زودتر به ملاقات خدايش برود و از گناه خود توبه كند ، به نزد من آيد ، آن گاه غلاف شمشير خود را شكست . عدّهء زيادى از لشكريانش نيز پياده همانند او دورش را گرفتند و او فرمان حمله داد . شمشيرزنان با عزمى راسخ ، كمر بر مرگ بستند و بىمحابا به شاميان يورش بردند . كشتار عظيمى كردند و جمعيّت زيادى را نيز مجروح ساختند .
حصينبننمير وقتى اين وضعيّت فوق العاده را از عراقيان ديد ، بر لشكريان خود فرياد زد تا كمانداران با تير به آنان حمله برند و سواران نيز با شمشير ، بىامان بر آنان بتازند و از هر سو ، آنان را مورد حمله قرار دهند . « 1 »
پيرمرد قهرمان و خونخواه دلير حسين بن على عليه السلام ، با روحيهاى حيرتانگيز از هر طرف به قلب دشمن حمله ور مىشد . با وجود زخمهاى فراوان ، همچون شير غرّان به كسى امان نمىداد ، امّا از هر طرف مورد حمله بود . ناگهان مورد اصابت تير دشمن واقع شد و بر زمين افتاد .
دوباره برخاست تا حمله كند ، ولى زخم كارى و خون ريزى شديد او را توان نداد و نقش بر زمين شد . سليمان ، فرمانده لشكر توّابين ، به شهادت رسيد و به سرورش و ياران او ملحق گرديد . درود خدا بر آنان باد .
با شهادت فرمانده ، مسيّب بن نجبه ، مرد شماره دو توّابين ، علم افتادهء سليمان را بلند كرد و با ياران خود به مقابلهء دشمن برخاست ، بر سليمان
هامش
( 1 ) - ترجمهء ابن اثير ، ج 6 ، ص 28 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 599 .