تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
اندكى از ياران او باقى مانده بودند ، تصميم گرفت عقب‌نشينى كند ، و گفت : « برگرديم شايد خداوند در جبهه‌اى ديگر ، ما را به مصاف آنان برد . » امّا عبداللَّه‌بن‌عوف به او گفت : « اگر باز گرديم ، همه هلاك خواهيم شد . آنان ما را تعقيب خواهند كرد و احدى از ما را زنده نخواهند گذاشت . اگر كسى هم زنده بماند ، اعراب او را گرفته و تحويل دشمن خواهند داد . اين خورشيد در حال غروب‌كردن است . ساعتى مقاومت مىكنيم و مىجنگيم تا شب شود . وقتى هوا تاريك شد ، بر اسب‌هاى خود مىنشينيم و محل را ترك مىكنيم ، زخميان را هم با خود مىبريم . شب را تا صبح مىرويم و با خيال راحت خود را به جاى امنى مىرسانيم تا به كوفه باز گرديم . رفاعه اين نظر را پسنديد و پرچم را به حركت در آورد و به جنگ ادامه داد . شاميان ، كه تعداد اندك آنان را ديدند ، مىخواستند همه را قتل عام كنند ، امّا پايدارى و شجاعت توّابين مانع شد . آنان توانستند تا شب مقاومت كنند « 1 » .

بازگشت به كوفه

سياهى شب بر همه جا سايه افكند ، هياهوى جنگ و فريادهاى رزمندگان با رسيدن شب خاموش شد ، اجساد كشته‌شدگان و شهدا در همه جا پراكنده بود و حماسهء تاريخى و شجاعت بى نظير توّابين در آن روز ، پايان يافت . از هر دو طرف ، كشته‌ها و مجروحان بسيار بود . تعداد اندك توّابين به
هامش
( 1 ) - ترجمهء كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 22 .