روند . در آن روز ، شيعيان حماسهاى درخشان از فداكارى و ايثار از خود بر جاى نهادند ؛ اگر چه تعدادى شهيد و مجروح دادند ، امّا تلفات دشمن چندين برابر آنان بود .
روز دوم نبرد فرا رسيد و دو لشكر آمادهء نبرد شدند ، امّا به دليل رسيدن هشتهزار نيروى كمكى از جانب ابنزياد براى نيروهاى دشمن ، موازنهء قوا به هم خورد ، رسيدن نيروهاى تازه نفس به دشمن روحيّه داد ، ولى شيعيان با شجاعت و شهامت تمام مقاومت كردند .
نبرد روز دوم بسيار سخت ، هولناك و بىرحمانه بود . به طورى كه در تاريخ نوشتهاند ، جنگى رخ داد كه هرگز به شدّتِ آن ديده نشده بود ؛ تمام روز را به جنگ پرداختند . فقط براى نماز ، جنگ متوقّف مىگرديد و دوباره به شكلى سهمگين شروع مىشد .
تاريكى شب شعلههاى آتش جنگ را سرد نمود و طرفين براى استراحت و گردآورى مجروحين ، دست از جنگ كشيدند . آن شب مجروحان بسيارى در دو لشكر به چشم مىخورد . « 1 » مبلّغان و شاعران و حماسهسرايان در لشكر سليمان آن شب را تا صبح به تشجيع و تحريض لشكريان به جنگ گذراندند .
روز سوم ابنزياد دوهزار نيروى تازه نفس ديگر را به فرماندهى ادهم بن محرز باهلى به كمك شاميان فرستاد . آن روز جنگى سخت و سهمگين بين شيعيان و شاميان درگرفت ؛ جنگى نابرابر ، دشمن بيش از سه برابر آنان بود . نبرد سختى تا ظهر ادامه يافت .
هامش
( 1 ) - ترجمهء كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 26 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 599 .