تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
مسيّب و نيروهايش يك شبانه روز رفتند و سحرگاه استراحت كردند . او جمعى را براى گرفتن اسير فرستاد تا وضعيّت دشمن را كشف كنند . در بين راه ، عربى را ديدند و از او پرسيدند . او گفت : نزديك‌ترين نيروهاى آن‌ها گروه شرحبيل‌بن‌ذىالكلاع است كه با شما حدود يك ميل فاصله دارند و افزود : بين او و حصين‌بن‌نمير بر سر فرماندهى لشكر ، اختلاف افتاده است و هر كدام خودش را لايق‌تر مىداند . منتظرند تا ابن‌زياد تكليفشان را روشن كند . مسيّب ديد بهترين فرصت براى حمله فراهم است بنابراين ، شتابان به سوى آنان پيش رفتند و دشمن را در حالى كه در اردوگاه خود استراحت مىكرد ، كاملًا غافلگير كردند . نيروهاى توّابين توانستند ضربهء مهلكى بر آنان وارد سازند ؛ جمعى از آنان اسير ، عده‌اى كشته ، تعداد زيادى نيز مجروح شدند و غنايم بسيارى از مال و مركب و آذوقه به دست توّابين افتاد . نيروهاى مسيّب هر چه خواستند از لشكرگاه شاميان غنيمت گرفتند و با پيروزى و غنيمت فراوان ، به سوى مقرّ فرماندهى ، نزد سليمان بازگشتند . خبر شكست شاميان به فرماندهء كلّ آنان ، ابن‌زياد ، رسيد و او بلافاصله ، حصين‌بن‌نمير را با دوازده‌هزار نيرو به سوى توّابين گسيل داشت . « 1 » اخبار حركت نيروهاى ابن‌زياد به سليمان رسيد . او به لشكر خود آماده‌باش داد و گفت تا صف‌آرايى كنند . فرماندهى ميمنهء لشكر را به عبداللَّه‌بن‌سعد ، كه از سران شجاع شيعه بود ، سپرد ، ميسرهء لشكر را به مسيّب‌بن‌نجبه واگذارد و خود نيز در قلب لشكر جاى گرفت . در سپاه دشمن نيز جبلّةبن‌عبداللَّه ميمنهء لشكر ، ربيعه بن مخارق
هامش
( 1 ) - ترجمهء كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 24 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 597 - 598 .