تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
را در توجّه به خدا و آخرت ودل‌بريدن از دنيا تشويق نمود و گفت : . . . امّا بعد ، دشمنى كه منظور شما بود و راه‌هاى درازى را پيموديد تا سراغ او برويد ، اكنون با پاى خود به سوى شما آمده است . شما روزها و شب‌ها را در راه بوديد و رنج بسيار برديد تا به اين‌جا رسيديد . اكنون جنگ را با جان‌بازى و فداكارى و پايدارى و بردبارى استقبال كنيد ، كه خداوند با صابران است . هرگز كسى پشت به دشمن نكند ، مگر قصد جان‌بازى و تغيير موضع نبرد داشته باشد يا بخواهد به يارى ياران خود بشتابد . كسى را كه فرار كرد ، مكشيد ، مگر آن كه با شما به جنگ برگردد . اين سيره و آيين نبرد على بود كه ميان پيروان خود مانده است . سپس گفت : ياران ، اگر من كشته شوم ، مسيّب بن نجبه امير شما خواهد بود و اگر او كشته شد ، عبداللَّه بن سعد بن نفيل امير خواهد بود و اگر او نيز كشته شد ، عبدالله‌بن‌وال و اگر او هم كشته شد ، رفاعة بن شدّاد امير شما خواهد بود . خداوند كسى را بيامرزد كه جان‌بازى او از روى صدق و اخلاص بوده و به عهد و وفاى خود پايدار باشد . « 1 » به دستور سليمان بن صرد ، چهارصد سوار از توّابين به فرماندهى مسيّب‌بن‌نجبه ، مأموريّت يافتند به استقبال دشمن بروند . آن‌ها دستور داشتند در هر جا به سپاه دشمن برخورد كردند ، بىامان به آنان يورش برند . سليمان به مسيّب گفت : « هر جا آن‌ها را ديديد ، بر آنان حمله بريد ؛ اگر پيروز شديد چه بهتر ، و اگر نه ، بازگرد و كسى از نيروهايت را وامگذار ؛ سعى كن همه را برگردانى . »
هامش
( 1 ) - ترجمهء كامل ابن اثير ، ج 6 ، ص 22 - 23 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 594 - 595 .