تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
خواهم كرد . گوشت محبوبترين مردم را كه ميخورم گوشت تو از آن خواهد بود . و السّلام هنگامى كه امام حسن عليه السّلام نامهء زياد را خواند آن را براى معاويه فرستاد . وقتى معاويه آن نامه را خواند خشمناك شد و براى زياد نوشت : از طرف معاوية ابن ابو سفيان بسوى زياد : تو داراى دو رأى ميباشى يك رأى از ابو سفيان و يك رأى از سميه ( بضم سين و فتح ميم ) رأى تو از ابو سفيان حلم خواهد بود و رأى تو از سميه نظير آن نخواهد بود . حسن بن على براى من نوشته كه تو مزاحم يكى از ياوران وى شده‌اى ، تو حق ندارى متعرض او شوى ، زيرا من تو را بر او مسلط نكرده‌ام . 8 - در كتاب احتجاج راجع به فخريه نمودن حضرت امام حسن عليه السّلام با معاويه ، مروان بن الحكم ، مغيرة بن شعبه ، وليد بن عقبه و عتبة بن ابى سفيان مينگارد : يكوقت امام حسن در مجلس معاويه وارد شد ، در آن مجلس افرادى كه آنان را نگاشتيم حضور داشتند ، هر يك از آن گروه بر بنى هاشم فخريه نمودند و بنى هاشم را در انظار كوچك كردند و سخنانى در بارهء ايشان گفتند كه براى امام حسن عليه السّلام ناگوار بود . امام عليه السّلام فرمود : من شخصيتى از بهترين شخصيت‌ها ميباشم ، پدرانم گرامىترين عرب هستند ، ما داراى نسب پر افتخارى ميباشيم ، ما داراى حسب با شخصيتى هستيم ، ما از شاخه‌هاى درختى ميباشيم كه بهترين شاخه‌ها را بوجود آورده است و ميوه‌هاى پاكيزه‌اى داده ، و بدن‌هائى قيام‌كننده تربيت نموده ، اصل و ريشهء اسلام و نبوت در آن درخت است ، ما داراى مقام عالى و شامخى هستيم ، ما داراى عزت و قدرت ميباشيم . ما درياهائى هستيم كه خشك نمىشوند و كوه‌هائى هستيم برافراشته كه مقهور نخواهيم شد . مروان به آن حضرت گفت : تو خويشتن را ستايش كردى ، مقام خود را بالا بردى ، اى حسن ! هيهات ! به خدا قسم ما پادشاهانى هستيم بزرگوار . افرادى ميباشيم مقتدر و راهنما ، ما ممنوع و خانه‌نشين نخواهيم شد ، تو نظير عزت و قدرت
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 91 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى