پسر صخر هستى ، جد تو : حرب و جد من : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است . مادر تو هند جگر خوار و مادر من حضرت فاطمه زهراء است . جدهء من خديجه كبرا و جدهء تو نثيله مىباشد ، خدا لعنت كند آن كسى را كه از لحاظ حسب و نسب لئيمتر و از نظر كفر قديمىتر و از جهت شهرت گمنامتر و از لحاظ نفاق سختتر باشد ! ! اهل مسجد عموما گفتند : آمين ! معاويه خطبهء خويش را قطع كرد و از منبر فرود آمد .
5 - نيز در همان كتاب مينگارد : هنگامى كه معاويه وارد كوفه شد به وى گفتند : حسن بن على نزد مردم مقام رفيعى دارد . به وى بگو : بر فراز منبر آيد و پائينتر از تو بنشيند و سخنرانى كند ، چون زبان وى لكنت دارد از نظر مردم خواهد افتاد . معاويه اين پيشنهاد را نپذيرفت ولى مردم به او اصرار كردند تا اين عمل را انجام دهد . معاويه اين مطلب را به امام حسن گفت و آن بزرگوار پس از اينكه پائينتر از معاويه نشست و حمد و ثناى خداى را بجاى آورد فرمود : اگر شما ( بين مشرق و مغرب جستجو نمائيد ) تا مردى را بدست آوريد كه جدش پيغمبر باشد نخواهيد يافت غير از من و برادرم ، ما حق قطعى خويشتن را به اين مرد قلدر و سركش - و بمعاويه اشاره كرد - واگذار نمودهايم كه مقام و منبر پيغمبر خدا را تصاحب كرده است . ما حفظ خونهاى مسلمين را از ريختن آنها بهتر ميدانيم گر چه ميدانم كه مقام خلافت باعث آزمايش شما - و به معاويه اشاره كرد - خواهد شد . معاويه گفت : اين سخن را به چه منظورى گفتى ! ؟ فرمود : به همان منظورى كه خدا فرموده .
معاويه برخاست و خطبهاى غير فصيح و نارسا خواند و در آن خطبه به حضرت عليه السّلام ناسزا و سخنانى ناروا گفت . امام حسن عليه السّلام در همان حالى كه بالاى منبر بود به معاويه فرمود : اى پسر هند جگر خوار ! تو اين جرات را دارى كه به امير المؤمنين ناسزا بگوئى ! در صورتى كه پيامبر اعظم اسلام فرموده :
كسى كه بعلى ناسزا بگويد به من ناسزا گفته و كسى كه به من ناسزا بگويد به خدا ناسزا گفته و كسى كه به خدا ناسزا بگويد خداى قهار او را دائما در جهنم جاى خواهد داد و دچار عذابى هميشگى خواهد شد . امام حسن پس از اين جريان
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٩