فعاليت نموديد و مردم را بر عليه وى جمع كرديد تا اينكه وى را به منظور حرصى كه در بارهء سلطنت داشتيد كشتيد و نسبت به او قطع رحم نموديد . امت را دچار هلاكت كرديد و خون امت را به جهت آن حرصى كه براى رسيدن بمقام سلطنت داشتيد و آن محبت و علاقهاى كه بدنياى پست و بىارزش داشتيد ريختيد . عثمان دائى شما بود و چه دائى خوبى بود براى شما ! عثمان داماد شما بود و چه داماد خوبى بود براى شما ! شما اول كسى بوديد كه نسبت به وى حسودى كرديد و طعنه زديد ، آنگاه متصدى قتل او شديد ! ديديد كه خدا هم با شما چكار كرد ! ! سپس مغيرة بن شعبه شروع بسخن نمود ، سخنان او بطور كلى ناسزا گفتن به حضرت عليه السّلام بود . بعدا گفت : اى حسن ! عثمان مظلومانه كشته شد . براى پدرت على عذرى نبود كه خود را از قتل عثمان تبرئه نمايد و پوزش بخواهد .
بلكه ما گمان ميكنيم : پدرت كه كشندگان عثمان را با خود ميداشت و آنان را جاى ميداد و از ايشان دفاع ميكرد بقتل عثمان راضى بود ، پدرت داراى شمشير و زبان بلندى بود ، شخص زنده را ميكشت و از اموات عيبجوئى ميكرد . بنى اميه براى بنى هاشم بهتر بودند از بنى هاشم براى بنى اميه ، اى حسن ! معاويه براى تو بهتر است از تو براى معاويه .
پدرت در زمانى كه پيغمبر خدا زنده بود با آن حضرت دشمنى ميكرد ، قبل از فوت پيامبر خدا پدرت مردم را بر عليه آن حضرت تحريك مينمود و تصميم گرفت كه پيغمبر را بكشد ، و رسول خدا هم از اين رفتارها آگاه بود . سپس پدرت اكراه داشت كه با ابو بكر بيعت كند تا اينكه از وى قصاص شد ، آنگاه دسيسه نمود و زهرى به ابو بكر داد و او را كشت . سپس با عمر منازعه كرد تا اينكه تصميم گرفت گردن او را بزند ، آنگاه در قتل او فعاليت نمود . پس از اين جريان به عثمان طعنه زد تا او را بقتل رسانيد . پدرت در قتل كليهء اين افراد شركت داشته ، پس بنا بر اين پدرت چه مقام و منزلتى نزد خدا خواهد داشت ! ؟ خدا در قرآن مجيد فرموده : اختيار و قدرت در دست صاحب مقتول مىباشد ، و معاويه صاحب مقتول
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٨