- آنگاه فتنهء كشته شدن عثمان را شرح داد و او را ملامت نمود - سپس گفت : اى فرزندان عبد المطلب ! خدا مقام سلطنت را بشما نخواهد داد تا اعمالى را انجام دهيد كه براى شما حلال نباشد . اى حسن ! تو به گمان خود خويشتن را امير المؤمنين ميدانى ، ولى تو يك چنين رأى و عقلى را نخواهى داشت ، در صورتى كه اين مقام از تو سلب شد و تو احمق قريش قلمداد شدى ، اين شكست شما به علت كارهاى بدى است كه پدرت انجام داد . ما تو را بدين جهت خواستيم تا به تو و پدرت ناسزا بگوئيم ، تو اين قدرت را ندارى كه بر ما عتاب كنى و ما را در بارهء اين موضوع تكذيب نمائى ، اگر تو اين طور مىپندارى كه ما تو را تكذيب ميكنيم و در بارهء تو سخن باطل ميگوئيم و بر خلاف حق ادعا مينمائيم تكلم كن ، و الا بدان كه تو و پدرت بدترين خلق خدائيد ! اما پدرت : حقا كه خدا ما را از قتل او جلوگيرى كرد و خود خدا او را كشت . اما تو : فعلا زيردست ما هستى ، ما مختاريم هر تصميمى كه بخواهيم در بارهء تو بگيريم ، به خدا قسم اگر ما تو را بقتل برسانيم نزد خدا گناهكار نيستيم و نزد مردم هم عيبى ندارد .
سپس عتبة بن ابو سفيان شروع بسخن نمود ، اولين كلامى كه گفت اين بود :
اى حسن پدر تو از قريش و از براى قريش بدترين افراد بود ، پدرت از همه كس با قريش بيشتر قطع رحم كرد و از همه كس بيشتر خون آنان را ريخت ، تو نيز از قاتلين عثمان محسوب ميشوى ، حق اين است كه تو را بجرم عثمان بكشيم ، در قرآن است كه قصاص تو لازم است ، ما تو را به علت قتل عثمان خواهيم كشت .
پدر تو را خدا كشت و ما را از كشتن او بىنياز كرد ، تو اميد مقام خلافت دارى ولى تو اهليت آن را ندارى ، تو لايق تدبير امور خلافت نيستى و در مقابل ديگران ترجيح ندارى .
پس از عتبه وليد بن عقبة بن ابى معيط نظير ياران خود سخنرانى كرد و گفت : اى گروه بنى هاشم ! شما اولين كسى بوديد كه راجع بعيب عثمان
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٧