به غير حق يعنى عثمان است . پس اگر ما تو و برادرت را بقتل برسانيم به حق رفتار كردهايم ، زيرا اهميت خون علي از خون عثمان بيشتر نخواهد بود . اى فرزندان عبد المطلب ! اين طور نيست كه خدا مقام سلطنت و نبوت را براى شما جمع نمايد .
اين بگفت و ساكت شد .
امام حسن عليه السّلام بعد از اين همه اعتراضات فرمود : سپاس مخصوص آن خدائى است كه افراد اول شما را بوسيلهء افراد اول ما ، و اشخاص آخر شما را بواسطهء اشخاص آخر ما هدايت كرد . درود خدا بر سيد ما محمّد و آل آن حضرت باد .
اكنون مقالهء مرا گوش كنيد و فهم خود را در اختيار من بگذاريد . اى معاويه ! در ابتداء با تو سخن ميگويم . اى ازرق ! ( يعنى كبود رنگ ) در اين مجلس غير از تو كسى به من ناسزا نگفت ! اينان به من فحش و ناسزا نگفتند مگر تو ! ايشان مرا فحش ندادند ، ولى توئى كه به من فحش و ناسزا گفتى ، اين فحشها از تو بود ، اين سوء قصد از تو مىباشد ، توئى كه نسبت بما ستم و دشمنى و حسودى ميكنى ، توئى كه قديما و جديدا با حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عداوت مينمائى ! اى ازرق ! به خدا قسم اگر من و اينان در مسجد پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله بسخن ميپرداختيم و مهاجرين و انصار در اطراف ما ميبودند ايشان اين قدرت را نداشتند اين گونه سخنانى را كه گفتند بگويند و اين طور از من استقبال كنند كه كردند .
اى گروهى كه بر عليه من اجتماع نمودهايد ! و بر عليه من براى يك ديگر معاونت كردهايد ! حقى را كه ميدانيد پايمال نكنيد و اگر من باطلى را بگويم تصديق منمائيد ! اى معاويه ! در ابتداء به تو ميگويم ، و هر چه بگويم كمتر از آن است كه در وجود تو مىباشد .
شما را به خدا قسم مىدهم آيا ميدانيد آن مردى كه به او ( يعنى حضرت امير ) ناسزا ميگوئيد به طرف دو قبله نماز خواند ، و تو اى معاويه آنها را گمراهى فرض ميكردى يا نه ! ؟ اى معاويه تو در آن موقع ، لات و عزى را پرستش مينمودى حضرت امير عليه السّلام دو بيعت كرد يكى بيعت رضوان و ديگرى بيعت فتح . و تو اى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٩