نشود ، هر حقى بحقدار برسد ، حق او را كه هر سالى مبلغ پنجاه هزار درهم بود بطور كامل پرداخته شود .
معاويه اين معاهده را پذيرفت و قسم خورد كه به اين شروط عمل نمايد ، آنگاه عبد اللَّه بن حارث ، عمرو بن ابى سلمه ، عبد اللَّه بن عامر بن كريز ، عبد الرحمن ابى سمره و غيرهم را در اين باره شاهد گرفت . هنگامى كه اين موضوع به گوش قيس بن سعد رسيد گفت :
1 - اتانى بارض العال من ارض مسكن * بأن امام الحق اضحى مسالما
2 - فما زلت مذ بينته متلددا * اراعى نجوما خاشع القلب واجما
1 - يعنى از زمين مسكن در زمين عال به من خبر رسيد كه امام بر حق صلح و سازش نمود .
2 - من در گذشتهها هميشه در حالى كه متحير بودم شاهد و بيّنهء وى بودم ، و مدتها كه دل شكسته و محزون بودم مراعات مينمودم .
روايت شده : امام حسن عليه السّلام در موقع صلح با معاويه فرمود : ايها الناس :
اگر شما در بين جابلقا و جابرسا مردى را غير از من و برادرم حسين طلب كنيد كه جدش پيامبر اسلام باشد نخواهيد يافت معاويه راجع به حقى كه از من بود و آن را به منظور صلاحيت اين امت و حفظ خون آن به وى واگذار نمودم ، با من نزاع كرد . شما با من بيعت كرديد كه با هر كس صلح نمايم شما هم صلح كنيد و من صلاح ديدم كه با او صلح نمايم . اين صلح و سازش من براى عموم افرادى كه تمناى مقام خلافت را داشتند اتمام حجت شد . گر چه ميدانم اين عمل براى شما تا يك زمانى باعث فتنه و آزمايش خواهد بود .
در روايت ديگرى ميگويد : امام فرمود : من به منظور حفظ و حراست خونهاى شيعيان و خوف بر خويشتن و اهل و عيالم و ياران مخلص خود صلح و سازش نمودم . روايت شده كه امام حسن فرمود : اى اهل عراق ! سه موضوع مهم را من از شما مشاهده كردم و شما را بخشيدم شما پدرم را كشتيد ، به بدن خودم نيزه زديد