« 1 » امام تو از اين قبيل امامها است . حر امام حسين و يارانش را در همان مكان كه آب و قريهاى در كار نبود پياده كرد . امام عليه السّلام به حر فرمود : واى بر تو بگذار تا ما در اين قريه ، يا نينوا ، يا غاضريه ، يا شفيه پياده شويم ! ؟ حر گفت : به خدا قسم من اين قدرت را ندارم ، زيرا اين جاسوس ابن زياد است كه مراقب من مىباشد . زهير بن قين به امام حسين گفت : يا بن رسول اللَّه ! به خدا قسم من اين طور پيش بينى ميكنم كه بعدا كار سختتر از اين موقع خواهد شد . الساعه جهاد با اين گروه براى ما آسانتر است از جنگيدن با آن لشكرى كه بعدا از آنان نزد ما بيايند . بجان خودم قسم حتما بعد از اين گروه بقدرى لشكر بسوى ما خواهد آمد كه ما تاب مقاومت با ايشان را نخواهيم داشت ! امام حسين عليه السّلام فرمود : من در جنگ با آنان سبقت نخواهم گرفت . سپس آن بزرگوار پياده شد . آن روز ، روز پنج شنبه ، دوم ماه محرم سال - 61 - هجرى بود . سيد بن طاوس مينويسد : امام حسين عليه السّلام در ميان اصحاب خود براى سخنرانى برخاست و پس از اينكه حمد و ثناى خداى را بجاى آورد فرمود : اكنون كار به اينجا رسيد كه مشاهده ميكنيد . وضع دنيا دگرگون شده و نيكى آن از بين رفته و چيزى از آن باقى نمانده مگر به قدر اندكى آب كه در ظرف آب باشد . از دنيا زندگى پستى باقى مانده كه نظير چراگاه خطرناكى است . آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل جلوگيرى نميگردد . حقا كه شخص مؤمن بطور قطع راغب ملاقات پروردگار خود مىباشد . فانى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الا برما
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 432
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣٢
كردى ! امام تو بد امامى است چنان كه خداى عليم ميفرمايد :
وَ جَعَلْناهُم أَئِمَّةً يَدْعُون إِلَى النَّارِ وَ يَوْم الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُون
هامش
( 1 ) سورهء قصص ، آيهء - 41 - يعنى ما آنان را پيشوايانى قرار داديم كه بشر را بسوى جهنم دعوت ميكنند و در روز قيامت يارى كرده نخواهند شد .