تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧

موضوع باعث هتك حرمت اسلام و قريش و عرب خواهد شد . اين كار را انجام مده و به طرف كوفه ميا ! و جان خود را در معرض خطر بنى اميه قرار مده ! ولى امام حسين عليه السّلام اين پيشنهاد را نپذيرفت . ابن زياد دستور داد تا از واقصه تا راه شام و تا راه بصره را گرفته و كنترل كرده بودند . نميگذاشتند احدى داخل يا خارج شود . امام حسين عليه السّلام در حالى آمد كه خبرى از اين حكومت نظامى نداشت . وقتى از اعراب در بارهء اين سد معبر جويا شد گفتند : ما اطلاعى نداريم جز اينكه نميتوانيم داخل و خارج شويم . امام عليه السّلام شروع به طى راه كرد . گروهى از قبيلهء فزاره و بجليه نقل كرده‌اند كه ما با زهير بن قين بجلى از مكهء معظمه مراجعت ميكرديم . ما با امام حسين در حركت بوديم ، ولى اصلا راضى نبوديم با آن حضرت در يك منزل پياده شويم . هر گاه امام حسين حركت مىكرد و در يك منزلى پياده ميشد و ما هم چاره‌اى نداشتيم جز اينكه در همان منزل پياده شويم در آن طرفى پياده ميشديم كه امام حسين در طرف ديگر آن پياده شده بود . در آن بينى كه ما مشغول غذا خوردن بوديم ناگاه ديديم فرستادهء امام حسين آمد و سلام كرد و داخل شد و گفت : اى زهير بن قين ! امام حسين عليه السّلام مرا فرستاده كه تو نزد آن حضرت بيائى . هر يك از ما آن لقمه‌اى را كه در دست داشت انداخت ! حتى كان على رؤوسنا الطير ! « 1 » زوجهء زهير كه بنا به گفتهء سيد بن طاوس ديلم دختر عمرو بود به زهير

هامش
( 1 ) يعنى گويا ، پرنده بالاى سر ما نشسته باشد . اين عبارت ضرب المثلى است در عرب . زيرا كسى كه پرنده‌اى بالاى سرش بنشيند و بخواهد آن را بگيرد سر خود را حركت نميدهد كه آن پرنده پرواز نمايد . به اين مناسبت اين عبارت را موقعى استعمال مىكنند كه انسان همچنان متحير مانده باشد .