1 - يعنى آن مرگ است ، واى بر تو هر عملى كه ميخواهى انجام بده .
چه آنكه تو پيمانه مرگ را بدون شك سر خواهى كشيد .
2 - پس در مقابل امر خدا جل جلاله صبور باش ! زيرا حكم و قضا و قدر خدا در ميان خلق تقسيم خواهد شد .
محمّد بن ابى طالب ميگويد : هنگامى كه حضرت مسلم عليه السّلام گروه فراوانى از كوفيان را كشت و اين موضوع به گوش ابن زياد رسيد ابن زياد براى محمّد بن اشعث پيغام داد : ما تو را فرستاديم كه فقط يك مرد را نزد ما بياورى و او يك چنين رخنهء بزرگى در ميان ياران تو ايجاد كرده . پس چه خواهى كرد اگر ما تو را بسوى غير از او بفرستيم ! ؟
محمّد بن اشعث جواب داد :
ايها الامير ! أ تظن انك بعثتنى الى بقال من بقالى الكوفه ، او الى جرمقانى من جرامقة الحيرة ، او لا تعلم ايها الامير انك بعثتنى الى اسد ضرغام و سيف حسام ، في كف بطل همام ، من آل خير الانام .
يعنى اى امير ! تو گمان ميكنى مرا بسوى يكى از بقالهاى كوفه يا به طرف يكى از برزگران حيره فرستادهاى ؟ آيا نميدانى مرا بجانب شيرى دلاور و شمشيرى برنده كه در دست پهلوانى نامدار است فرستادهاى ؟ همان پهلوانى كه از آل خير الايام مىباشد .
ابن زياد دستور داد : پس به مسلم امان بده ، زيرا تو جز با اين عمل دست بر او نخواهى يافت .
مؤلف گويد : در بعضى از كتب مناقب از عمرو بن دينار نقل شده كه گفت :
امام حسين عليه السّلام حضرت مسلم را كه چون شيرى بود بجانب كوفه فرستاد .
عمرو و ديگران گفتهاند : حضرت مسلم عليه السّلام يكنوع قوت و قدرتى داشت كه مرد را بدست خود ميگرفت و بر بالاى بام پرتاب مينمود ! ! بروايت شيخ مفيد بازگشتيم كه ميگويد : ابن اشعث حضرت مسلم را بر در
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٩٥