معقل گفت : چند روزى در خانهء من بيا و برو تا من از حضرت مسلم برايت اجازه بگيرم . وقتى معقل چند روزى با مردم اياب و ذهاب نمود مسلم بن عوسجه برايش اجازه گرفت ، حضرت مسلم اجازه داد و معقل با آن حضرت ( بدروغ ) بيعت كرد . سپس حضرت مسلم به ابو ثمامهء صائدى كه مأمور گرفتن اموال بود و اسلحه براى آنان ميخريد دستور داد تا آن پول را گرفت . ابو ثمامه رجلى بينا و يكى از شهسواران عرب و بزرگان شيعه بشمار ميرفت . معقل همچنان نزد حضرت مسلم و يارانش اياب و ذهاب مىكرد ، وى اولين كسى بود كه نزد آنان داخل و آخرين شخصى بود كه از پيش ايشان خارج ميشد . او بدين وسيله منظور ابن زياد را تأمين نمود و همه وقت اخبار جديد را براى ابن زياد شرح ميداد .
ابن شهر آشوب مينگارد : موقعى كه حضرت مسلم عليه السّلام داخل كوفه گرديد و در خانهء سالم بن مسيب وارد شد تعداد دوازده هزار نفر مرد با او بيعت نمودند .
هنگامى كه ابن زياد داخل كوفه شد حضرت مسلم شبانه از خانه سالم به خانهء هانى بن عروه منتقل گرديد و در امان وى بود .
مردم همچنان با حضرت مسلم بيعت مىكردند تا اينكه تعداد بيست و پنج هزار نفر مرد با آن حضرت بيعت نمودند . حضرت مسلم تصميم گرفت كه خروج كند ، ولى هانى گفت : عجله مكن .
شريك بن اعور همدانى كه از بصره با عبيد اللَّه بن زياد آمده بود مريض شده بود و چند روزى در خانهء هانى بن عروه بسترى شده بود . شريك به حضرت مسلم گفت : ابن زياد براى عيادت من خواهد آمد ، من سخن را با او طولانى مينمايم .
تو با شمشير خود بيا و او را بقتل برسان ! علامت بين من و تو اين باشد كه من ميگويم : آب ميخواهم . ولى هانى بن عروه وى را از اين عمل جلوگيرى كرد .
وقتى ابن زياد نزد شريك آمد و از مريضى وى جويا شد و گفتگوى آنان به طول انجاميد و شريك ديد كسى خارج نشد و ترسيد كه وقت بگذرد لذا اين شعر را خواند :
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٧٨