و پسر على كه ولى آن حضرت است . گفت : قاتل حسين كيست ؟ گفت : قاتل وى همان كسى است كه وحوش و مگس و درندگان او را مخصوصا روز عاشورا لعنت ميكنند . حضرت عيسى عليه السّلام دستهاى خود را بلند كرد و در حق يزيد لعنت و نفرين نمود و حواريون هم آمين گفتند . آنگاه آن شير از سر راه ايشان دور شد و بدنبال كار خود رفتند .
44 - صاحب كتاب درّ ثمين در تفسير ( آيهء - 37 - سورهء بقره كه ميفرمايد : )
فَتَلَقَّى آدَم مِن رَبِّه كَلِمات
روايت مىكند كه حضرت آدم عليه السّلام نامهاى مبارك پيغمبر اسلام و امامان عليهم السّلام را در عرش ديد ! جبرئيل به آن حضرت تعليم داد تا فرمود :
يا حميد به حق محمد ، يا عالى به حق على ، يا فاطر به حق فاطمه ، يا محسن به حق الحسن و الحسين و منك الاحسان .
هنگامى كه نام حسين را ذكر نمود اشكهايش جارى و قلب مباركش شكست .
آنگاه بجبرئيل گفت : چرا وقتى نام پنجمى ايشان را ذكر ميكنم قلبم ميشكند و اشكم جارى مىشود ! ؟ جبرئيل گفت : اين پسر تو دچار يك مصيبتى خواهد شد كه مصائب ديگر در مقابل آن كوچك خواهند بود : حضرت آدم فرمود : چه مصيبتى ؟ جبرئيل گفت : حسين در حالى شهيد مىشود كه عطشان ، غريب ، تنها ، بىياور و بىمعين خواهد بود . اى آدم ! اگر تو او را ميديدى ميشنيدى كه ميگفت :
وا عطشاه ! وا قلة ناصراه ! حتى يحول العطش بينه و بين الماء كالدخان .
يعنى آه از عطش ! آه از بىياورى ! كار تشنگى آن حضرت به جائى ميرسد كه آسمان بنظرش مثل دود خواهد آمد . كسى جوابش را نميگويد مگر با شمشير ، تا اينكه جرعهء مرگ را بياشامد . آن حضرت را نظير گوسفند از قفا سر مىبرند ، خيمههايش را به يغما مىبرند ، سر مبارك وى و يارانش را در شهرها ميگردانند ، زن و بچههايش را به اسيرى خواهند برد . در علم خدا