تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
بپاهاى مبارك آن حضرت رفت و خون جارى شد . حضرت موسى گفت : پروردگارا ! چه گناهى از من صادر شده ؟ خطاب آمد : چون حسين بن على در اينجا شهيد و خون مباركش ريخته خواهد شد لذا خون تو در اينجا جارى شد كه با خون او موافقت كرده باشد . موسى عليه السّلام گفت : بار خدايا ! اين حسين كيست ؟ خطاب شد : سبط محمّد مصطفى و پسر على مرتضى مىباشد . گفت : قاتل او كيست ؟ در جوابش گفته شد : او همان كسى است كه ماهيان دريا و وحوش صحراء و پرندگان هوا وى را لعنت مينمايند حضرت موسى دستهاى خود را بلند نمود و يزيد را لعنت و نفرين كرده هارون هم آمين گفت ، آنگاه رفتند . 42 - روايت شده : حضرت سليمان بر فراز بساط خود مىنشست و در هوا گردش ميكرد ! در يكى از روزها كه عبورش بكربلا افتاد باد بساط آن حضرت را سه مرتبه به نحوى بدور خود گردانيد كه آن بزرگوار ترسيد سقوط نمايد ، آنگاه باد تسكين يافت و بساط آن حضرت در زمين كربلا فرود آمد ! حضرت سليمان بباد فرمود : چرا از رفتار ماندى ؟ گفت : زيرا امام حسين در اينجا كشته خواهد شد . فرمود : حسين كيست ؟ گفت : او سبط محمّد مختار و پسر على كرار مىباشد . فرمود : قاتل وى كيست ؟ گفت : يزيد است كه اهل آسمانها و زمين او را لعنت مينمايند . حضرت سليمان دست‌هاى مبارك خود را بلند كرد و در حق يزيد لعنت و نفرين نمود و جن و انس هم آمين گفتند . سپس باد بساط آن بزرگوار را حركت داد ! 43 - روايت شده : حضرت عيسى عليه السّلام با حواريون در بيابانها گردش ميكردند . يك روز كه عبور آنان بكربلا افتاد با شيرى درنده مواجه شدند كه سر راه را گرفته بود ، حضرت عيسى نزد آن شير آمد و گفت : براى چه بر سر اين راه نشسته‌اى و نميگذارى ما عبور كنيم ؟ آن شير با زبان فصيح گفت : من نميگذارم شما عبور كنيد تا اينكه يزيد را كه قاتل حسين است لعنت نمائيد ! حضرت عيسى فرمود : اين حسين كيست ؟ گفت : سبط محمّد است كه نبى امى مىباشد