خواهد شد . لذا خون تو جارى شد تا با خون مقدس وى موافقت كرده باشد .
حضرت ابراهيم گفت : اى جبرئيل قاتل حسين كيست ؟ فرمود : همان شخصى است كه اهل آسمانها و زمين او را لعنت كردهاند و قلم بدون اجازهء پروردگار بر لعن وى جريان يافت ! آنگاه خدا بقلم وحى كرد : تو براى اين لعنى كه بر قاتل امام حسين كردى سزاوار ثناء و درود ميباشى .
پس از اين جريان ابراهيم عليه السّلام دستهاى خود را بلند نمود و يزيد را فراوان لعن كرد و اسب آن حضرت با زبان فصيح آمين گفت ! حضرت ابراهيم به اسب خود فرمود : مگر تو چه فهميدى كه براى دعاى من آمين گفتى ! ؟ گفت : يا ابراهيم من فخريه ميكنم كه تو بر من سوارشدهاى ، اما وقتى از پشت من سقوط كردى من بسيار خجل شدم و باعث اين خجالت من يزيد لعنة اللَّه عليه شد ! ! 40 - روايت شده : كه حضرت اسماعيل گوسفندان خود را بر لب فرات ميچرانيد . چوپان آن حضرت به او خبر داد : از فلان موقع ببعد اين گوسفندان از اين شريعه آب نمىآشامند ! حضرت اسماعيل دعا كرد و از سبب اين موضوع جويا شد . جبرئيل نازل گرديد و گفت : يا اسماعيل ! اين موضوع را از گوسفندان جويا شو ! زيرا كه علت اين مطلب را براى تو خواهند گفت . وقتى آن بزرگوار بگوسفندان فرمود : چرا از اين آب نمىآشاميد ! ؟ به زبان فصيح گفتند : بما اين طور رسيده : فرزند تو كه سبط حضرت محمّد است در اينجا با لب تشنه كشته خواهد شد ، لذا ما به علت غم و اندوهى كه براى آن بزرگوار داريم از اين شريعه آب نمىآشاميم . حضرت اسماعيل راجع به قاتل امام حسين جويا شد ، گوسفندان گفتند : همان كسى است كه اهل آسمانها و زمين و عموم خلائق او را لعنت خواهند كرد . حضرت اسماعيل هم گفت : پروردگارا ! قاتل امام حسين را لعنت كن ! ! 41 - روايت شده : يك روز حضرت موسى و هارون عليهما السّلام در عبور بودند ، وقتى به زمين كربلا عبور كردند نعلين حضرت موسى و بند آن پاره شد ! و خار
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٨