تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
عليه السّلام بظلم در اين زمين شهيد مىشود لذا خون تو جارى شد تا با خون حسين موافقت كرده باشد . حضرت آدم عليه السّلام فرمود : آيا اين حسين پيغمبر است ؟ خطاب آمد : نه . ولى سبط حضرت محمّد مىباشد . حضرت آدم گفت : قاتل اين حسين كيست ؟ خطاب شد : يزيد قاتل آن حضرت است كه اهل آسمانها و زمين او را لعنت خواهند كرد . حضرت آدم بجبرئيل گفت : من چه بگويم ؟ فرمود : يزيد را لعنت كن ! حضرت آدم چهار مرتبه يزيد را لعنت كرد . سپس چند قدمى راه رفت تا به عرفات رسيد و حضرت حواء را در آنجا يافت . 38 - روايت شده : وقتى حضرت نوح عليه السّلام بر كشتى سوار شد و تمام دنيا را گردش كرد و عبورش بكربلا افتاد زمين كشتى او را گرفت . نوح از غرق شدن خائف شد ، لذا دعا كرد و گفت : پروردگارا ! من كليهء زمين را گرديدم و دچار يك چنين جزع و فزعى كه در اين زمين گرديدم نشدم ! ! جبرئيل نازل شد و گفت : يا نوح ! حسين كه سبط خاتم الأنبياء و پسر خاتم الاوصياء است در اين موضع شهيد خواهد شد . نوح گفت : قاتل حسين كيست ؟ فرمود : همان كسى است كه اهل آسمانها و زمين او را لعنت خواهند كرد . حضرت نوح چهار مرتبه قاتل امام حسين را لعنت كرد ، آنگاه كشتى حركت نمود تا بر سر جودى استقرار يافت . 39 - روايت شده : عبور حضرت ابراهيم عليه السّلام كه سوار بر اسب بود بكربلا افتاد . پاى آن اسب به زمين گرفت و حضرت ابراهيم عليه السّلام به نحوى سقوط كرد كه سر مباركش شكست و خون جارى شد . آن بزرگوار شروع كرد به استغفار و گفت : پروردگارا ! چه گناهى از من سر زده ؟ جبرئيل نازل شد و گفت : گناهى از تو سر نزده . ولى چون سبط خاتم الأنبياء و پسر خاتم الاوصياء در اينجا شهيد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 257 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى