تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
32 - در كتاب مناقب از قول قس بن ساعدهء ايادى مينگارد : كه قبل از مبعث پيغمبر اعظم اسلام اين شعر را گفت 1 - گروهى از مسلمان‌نماها از قدر و حد خود تخلف نمودند و در جنگ صفين و جنگ جمل فتنه و آشوب به پا كردند . 2 - آنگاه بعد از پيامبر خونهاى ريخته شده را به گردن امام حسين نهادند و بر آن بزرگوار شوريدند تا اينكه شهيد شد ! ! 33 - در تفسير فرات بن ابراهيم از پيغمبر معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت مىكند كه فرمود : شبى كه مرا به معراج بردند جبرئيل دستم را گرفت و مرا داخل بهشت نمود . من در حالى كه مسرور بودم ناگاه با درختى از نور مواجه شدم كه بوسيلهء نور مكلل بود . دو ملك را ديدم كه تا قيام قيامت حلل و زيور به آن درخت ميپوشاندند . سپس متوجه جلو خود شدم و با درخت سيبى كه از آن بزرگتر نديده بودم روبرو گرديدم . وقتى يكى از آن سيب‌ها را چيدم و آن را پاره كردم ديدم حوريه‌اى از آن خارج شد كه گويا ، مژه‌هايش نظير سينهء كركس بود . به او گفتم : تو از كيستى ؟ ناگاه گريان شد و گفت : من از پسرت حسين بن على بن ابى طالب ميباشم كه بظلم شهيد خواهد شد . آنگاه وقتى چند قدمى جلو رفتم با درخت رطبى مواجه شدم كه از كره نرمتر و از عسل شيرينتر بود . يك رطب از آن را با اشتها خوردم و آن رطب در پشت من مبدل به نطفه شد . هنگامى كه به زمين هبوط كردم و با خديجهء كبرا همبستر شدم او بفاطمه حامله شد . پس فاطمه حوريه‌اى است انسيه . هر گاه من مشتاق بوى بهشت ميشوم دخترم فاطمه را ميبويم . 34 - در بعضى از كتب مناقب كه معتبرند از ام سلمه روايت مىكند كه گفت : جبرئيل عليه السّلام بر پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد و گفت : امت تو حسينت را بعد از تو خواهند كشت .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 254 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى