و خارج ميدانند .
اگر گويندهاى بگويد : خداى سبحان ( در سوره حجرات آيهء - 9 ) كه فرموده : اگر دو طايفه از مؤمنين قتال نمودند الى آخره . شخص متمرد را مؤمن معرفى نموده است . ما ميگوئيم : آن كسى كه ميخواهد بين دو طايفه جنگجوى را صلح و سازش دهد يا اينكه قبل از قتال آنان شخص متمرد باغى را مىشناسد يا نمىشناسد .
اگر شخص متمرد را بشناسد بايد به اتفاق آن شخصى كه مظلوم قرار گرفته با شخص متمرد كارزار نمايد تا برگردد و تسليم امر خدا شود . اگر شخص اصلاح دهنده شخص متمرد و شخص مظلوم را نشناسد كه شخص متمرد مؤمن و متمرد غير مؤمن را تشخيص نخواهد داد . و مؤمن غير باغى بعدا شناخته مىشود . فرق بين مؤمن غير متمرد و مؤمن متمرد اين است كه اهل نماز با اينكه در اسم او اختلاف دارند عموما وى را مؤمن ميدانند . اما مؤمن متمرد كه اهل نماز به گمان تو در بارهاش اختلاف دارند مؤمنى نيست كه عموما وى را مؤمن بدانند ، بلكه اجماعا او را متمرد ميدانند . پس نتيجه اين مىشود كه شخص متمرد را نمىتوان مؤمن گفت مگر هنگامى كه اهل نماز عموما وى را مؤمن بدانند ، همانطور كه عموما بر متمرد بودن شخص باغى متفق القول ميباشند .
اگر كسى بگويد : خداى سبحان شخص متمرد را برادر مؤمنين معرفى نموده است و كسى كه برادر مؤمن باشد خود او نيز مؤمن خواهد بود . در جوابش گفته مىشود : سخنى محال و دور از خرد گفتى . زيرا خداى حكيم ( در سورهء هود ، آيه - 50 ) كه ميفرمايد : هود را كه برادر قوم عاد بود براى ايشان مبعوث نموديم در صورتى كه حضرت هود پيغمبر بود و قوم عاد كافر بودند . نيز در عرب اين اصطلاح مىباشد كه ميگويند : اى برادر شامى ، به شخص يمنى ميگويند برادر يمنى ، بشخصى كه شمشير همراه داشته باشد ميگويند فلانى برادر شمشير است بنا بر اين : شخص مدعى دليلى ندارد كه بگويد : برادر مؤمن هم مؤمن مىباشد با اينكه قرآن بر خلاف گفتهء وى شهادت ميدهد و لغت عرب شهادت ميدهد كه
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥