تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
با بيشتر از اين خونهائى كه از مسلمانان ريخته‌اى ديدار نمائى ، بيا و در طاعت خدا و رسول داخل شو ! با كسى كه از تو بيشتر نسبت به حق و امر خلافت اهليت دارد نزاع مكن ! شايد خدا بدين وسيله نائرهء خونريزى را خاموش كند ، مسلمين را متفق - القول نمايد ، بين ايشان را صلح و سازش دهد ، اگر تو غير از فرو رفتن در باطل را نپذيرى من با مسلمين مردم بسوى تو مىآئيم ، من هم با تو محاكمه ميكنم تا آن خدائى كه احكم الحاكمين است بين من و تو داورى فرمايد . مؤلف گويد : ابن ابى الحديد پس از اين نامه جواب معاويه را كه حاوى كفر و الحاد بود نقل مىكند تا آنجا كه مىگويد : من فهميدم كه تو مرا براى صلح و سازش دعوت كردى ، اگر من ميدانستم تو بهتر از من رعيت را كنترل ميكردى بيشتر از من احتياط كارى مىنمودى ، سياستمدارى بيشترى ميداشتى ، بر جميع اموال نيرومندتر ميبودى ، مكر و حيلهء بيشترى در مقابل دشمن ميداشتى دعوت تو را اجابت ميكردم و ميدانستم براى اين مقام اهليت دارى . ولى ميدانى من از لحاظ ولايت و قدرت از تو اقتدار بيشترى دارم و از نظر تجربه نمودن اين امت سابقه‌دارترم و از لحاظ سن از تو بزرگترم . بنا بر اين : تو سزاوارترى كه در بارهء امر خلافت از من پيروى كنى ، تو مطيع باش تا بعد از من مقام خلافت را صاحب شوى ، آنچه را كه در بيت المال عراق است مال تو باشد تا در هر راهى كه بخواهى مصرف نمائى ، نيز خراج هر قسمتى از عراق را كه بخواهى از تو باشد كه به مصرف زندگى خويشتن برسانى ، آن را شخصى كه امين تو باشد جمع كند و همه ساله به تو تحويل دهد . تو اين حق را دارى كه چيزى و شخصى بر تو مستولى نشود و هيچ كسى بر تو فرمانفرمائى نكند ، در امورى كه منظور تو اطاعت خدا است كسى نافرمانى تو را نكند ، اطاعت خدا بكن ، خدا شنونده و اجابت‌كنندهء دعا است و السّلام . جندب ميگويد : وقتى من نامهء معاويه را براى امام حسن عليه السّلام آوردم به آن حضرت گفتم : معاويه بسوى تو خواهد آمد ، پس تو پيش دستى كن و در زمين