تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
مگر كينه‌اى از جنگ صفين در دل دارى ، ناراحت مباش كه ما خون عثمان را كه به ستم كشته شد طلب خواهيم كرد . ابن عباس گفت : عمر هم كشته شد ، پس چرا خون او را مطالبه نميكنى ؟ معاويه : عمر را شخص كافرى كشت . ابن عباس : عثمان را چه كسى كشت ؟ معاويه : مسلمانان او را كشتند . ابن عباس : همين دليل براى سكوت تو كافى خواهد بود . معاويه : ما بعموم گماشتگان خود نوشته‌ايم : بايد مردم از ذكر فضائل و مناقب على بن ابى طالب خوددارى نمايند ، تو نيز بايد خوددارى كنى . ابن عباس : ما را از خواندن قرآن جلوگيرى ميكنى ! ؟ معاويه : نه . ابن عباس : ما را از تفسير و معنا كردن قرآن نهى ميكنى ؟ معاويه : آرى ابن عباس : خواندن قرآن واجب‌تر است يا عمل كردن به آن ؟ معاويه : عمل كردن به قرآن . ابن عباس : قرآنى را كه معناى آن را ندانيم چگونه به آن عمل كنيم ! ؟ معاويه : معنا و تأويل قرآن را از كسى جويا شو كه غير از اهل بيت تو باشد . ابن عباس : قرآن بر اهل بيت من نازل شده ، آيا جا دارد كه معناى آن را از آل ابو سفيان جويا شوم ! ؟ اى معاويه ! آيا جا دارد كه ما را از عمل كردن بحلال و حرام قرآن باز دارى ! اگر اين امت از معانى قرآن پرسش نكنند دچار اختلاف و هلاك خواهند شد ! ! معاويه : قرآن را بخوانيد و تأويل هم بكنيد ، ولى آن آياتى را كه در شأن شما نازل شده براى مردم روايت نكنيد ! موضوعات ديگرى را روايت كنيد . ابن عباس : خدا ميفرمايد : ميخواهند : نور خدا را خاموش كنند ، اما خدا نور خود را كامل مىكند و لو اينكه كفار را خوش نيايد . معاويه : اى ابن عباس ! آرام باش ، جلو زبان خود را بگير ! اگر هم ميگوئى در خفا بگو ، آشكارا مگو ! موقعى كه معاويه وارد منزل شد مبلغ صد هزار
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 129 | العلامة المجلسي / محمدجواد نجفى