تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
ميشد ، آب و ملك شايان توجهى به او ميدادند . موقعى كه مدتى از اين جريان گذشت معاويه براى عمال خود نوشت : اخبار و احاديث جعلى به قدر كافى راجع بفضيلت عثمان در تمام شهر منتشر شده . از اين به بعد مردم را وادار كنيد تا از اين گونه احاديث جعلى را در بارهء فضيلت معاويه جعل نمايند . زيرا فعلا اين موضوع براى ما محبوبتر است ، ما از اين مطلب بيشتر شاد مىشويم و براى اهل بيت محمّد ناگوارتر است و دليل‌هاى آنان را بيشتر باطل مىكند . گماشتگان و عمال معاويه نامه‌هاى او را پس از وصول براى مردم ميخواندند مردم دنياپرست هم در هر شهر و دهكده‌اى در بارهء فضيلت معاويه احاديث فراوانى جعل كردند و آنها را براى مكتبداران ميفرستادند تا همانطور كه قرآن را به كودكان تعليم ميدادند آن احاديث مجعوله را هم به آنان تعليم دهند . آن احاديث را نيز بزنان و دختران خويشتن ياد دهند تا اينكه محبت معاويه در قلب عموم جايگزين شود . پس از اينكه وضع مردم مدتى بدين منوال بود زياد براى معاويه نوشت : قبيلهء حضرميّين بر دين و رأى على بن ابى طالب ميباشند ، ( وظيفهء من چيست ؟ ) معاويه در جوابش نوشت : هر كسى كه بر دين و رأى على باشد او را بقتل برسان ! ! زياد آنان را كشت و مورد رنج و شكنجه قرار داد . سپس معاويه نامهء ديگرى به جميع شهرها نوشت كه مضمون آن اين بود : هر كسى را ثابت شود كه دوست على بن ابى طالب و اهل بيت او مىباشد نام او را از ليست ما محو و حذف نمائيد . نامهء ديگرى به آنان نوشت : هر كسى را به هر نحوى ثابت شود دوست و محب على مىباشد ، و اگر ثابت نشود ولى بشود او را متهم نمود و در بارهء او گمانى برد بقتل برسانيد ، اين گونه افراد را و لو اينكه در زير هر سنگ و كلوخى يافت شوند نابود نمائيد ! ! كار به جائى رسيد كه شيعيان را براى گفتن يك كلمه يا يك