تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
معاويه گفت : اگر ابو سفيان پدر عموم مردم بود احدى از مردم وجود نداشت مگر اينكه رشيد و با كياست بود . صعصعه گفت : حضرت آدم كه بهتر از ابو سفيان است پدر اين مردم مىباشد و مع ذلك در ميان مردم ؛ احمق ، منافق ، تبه كار ، فاسق ، ناقص العقل و مجنون وجود دارد ! معاويه فوق العاده خجل شد ! ! 15 - در كتاب نوادر راوندى از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : حضرت حسنين عليهما السّلام پشت سر مروان بن حكم مشغول نماز ( فرادا ) بودند . به يكى از ايشان گفتند : هر گاه پدرت وارد منزل مىشود نماز نميخواند فرمود : نه به خدا ( پدرم نماز ميخواند ) ولى يزيد نماز نميخواند . 16 - در كتاب احتجاج از سليم ( بضم سين و فتح لام ) ابن قيس روايت مىكند كه گفت : معاويه در زمان خلافت خود پس از اينكه حج بجاى آورد متوجه مدينهء طيبه شد اهل مدينه از وى استقبال نمودند . وقتى توجه كرد ديد از قرشىها كسى به استقبال او نيامده ! هنگامى كه پياده شد گفت : پس گروه انصار چه كار ميكنند ! براى چه از من استقبال نكردند ! ؟ در جوابش گفته شد : انصار محتاج شده‌اند ، مال سوارى ندارند . معاويه گفت : پس شترهاى آبكش آنان چه شده ! ؟ قيس بن سعد كه بزرگ انصار بشمار ميرفت گفت : شتران خود را در جنگ بدر كه در ركاب پيغمبر معظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله با پدر تو جنگ ميكردند نابود نمودند تا اينكه خداى توانا دين اسلام را بوسيله شمشيرهاى آنان غالب و فاتح گردانيد در صورتى كه شما به غالب شدن اسلام راضى نبوديد ! معاويه ساكت شد . آنگاه قيس گفت : پيامبر خدا بما خبر داد : ستمكاران بعد از آن حضرت بر ما غالب خواهند شد . معاويه گفت : پيغمبر بشما چه دستورى داده ؟ سعد گفت : بما فرموده : صبر كنيم تا او را ملاقات كنيم . معاويه گفت : پس صبر كنيد تا وى را ملاقات نمائيد . سپس معاويه بگروهى از قريش برخورد كه نشسته بودند ، عموم ايشان برخاستند ، ولى ابن عباس برنخاست ! معاويه به او گفت : براى چه برنخاستى