بر اهل عالم سيادت نمود ، منم فرزند آن كسى كه بوسيلهء بخشش و فضيلت سابقى خود بر اهل دنيا آقائى كرد ، منم پسر آن شخصيتى كه رضايت او رضايت خدا و غضب وى غضب خدا مىباشد . اى معاويه ! آيا تو داراى يك چنين حسب و نسب هستى ! ؟
معاويه گفت : براى اينكه قول تو را تصديق كرده باشم نه .
امام حسن فرمود : حق ظاهر و باطل دچار ترديد است ، كسى كه مرتكب حق شود هرگز پشيمان نخواهد شد ، شخصى كه مرتكب باطل گردد نااميد خواهد شد ، عقلاء حق را مىشناسند ، سپس معاويه فرود آمد و پس از اينكه دست امام حسن را گرفت گفت : كسى كه به تو اسائهء ادب كند خوشى نخواهد ديد .
14 - در كتاب اختصاص مينگارد : گروهى از اهل عراق نزد معاويه آمدند ، عدى بن حاتم طائى پيشاهنگ گروه كوفيان بود ، احنف بن قيس و صعصعة بن صوحان در ميان اهل بصره بودند . عمرو عاص بمعاويه گفت : اينان مردمان دنيوى هستند ، اينان همان شيعيان على ميباشند كه در جنگ جمل و صفين در ركاب على كارزار نمودند ، تو بايد از ايشان در حذر باشى ! معاويه دستور داد تا براى هر كدام جاى مناسبى آماده كردند آنگاه آن گروه با احترام وارد شدند .
هنگامى كه آنان نزد معاويه آمدند معاويه گفت : خوش آمديد ، شما وارد زمين مقدس انبياء و رسل و حشر و نشر شديد ! صعصعه بسيار حاضر جواب بود گفت اى معاويه ! تو ميگوئى ! اين زمين زمين مقدسى است ، زمين مقدس اهل خود را مقدس نميكند ، بلكه نيكوكارى انسان را مقدس مينمايد . أما اينكه گفتى اين زمين زمين انبياء و رسل مىباشد : افرادى كه منافق و مشرك و ستمكيش بشمار ميرفتند در اين زمين بيشتر بودند از آن اشخاصى كه پيغمبر بودند . اما اينكه ميگوئى : اين زمين زمين حشر و نشر است : دورى محشر براى شخص مؤمن ضررى ندارد ، و نزديك بودن محشر براى شخص منافق ثمرى نخواهد داشت .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٧