تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
اضطراب و تزلزل خاطر و توزع بال بر روى خلق آن ديار مىگشود ، از مدلول تفؤّلات « 1 » كلام ملك علام كه علماى اعلام و فقهاى كرام به گوش هوش مىشنيدند و از رؤياى صادقه كه بيدار دلان آگاه به ديدهء امتياز مىديدند و مهرهء فن نجوم از زايچهء طالع سعادت مطالع اين خورشيد طالع و اوضاع فلكى و آثار علوى استدلال مىنمودند به وضوح مىپيوست كه عن قريب شعلهء شور و شرّ آمد و رفت سردار به آب تيغ اقتدار دولت پايدار فرو خواهد نشست و در اثناى اين قيل و قال به رسيدن كوكبهء سلطان بهار ، لشكر دى و سپاه زمستان از ساحت جهان گريزان و شكفتگى گلهاى گلستان ، برهانى ديگر « 2 » بر كسر اقتدار سردار روم و بىنيل مقصود معاودت نمودن وى به صوب آن مرز و بوم گرديد .

گفتار در بزم آرايى شاهدان گلستان به ورود نوروز سلطان و آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى اقبال در سال فرخ‌فال يؤنت‌ئيل تركى كه مطابق هزار و چهل هجرى است

چون پيشخانهء خسرو سيّارگان از قشلاق زمستان به جانب ييلاق تابستان روانه گرديده بختيان كوه كوهان ابر آذارى « 3 » را در زير بار شكفتن گلهاى بهارى كشيد و
هامش
( 1 ) . ذيل عالم‌آراى عباسى ، ص 44 : « از آن جمله دو تفأل كه عالىجناب صدر اعظم مكرم مير رفيع الدين محمد الموسوى الحسينى نموده بود هر دو صريحا مؤيد اين مدّعاست و بالاخره مدلول آن به ظهور آمد در طى تحرير واقعه مرقوم مىگردد . تفأل اوّل به جهت استكشاف اهل بغداد و ملازمان درگاه كه به حفظ و حراست قلعه مأمور و مشغول بودند به طريق معهود در اوّل صفحه ، يعنى اين آيهء كريمه بر آمده بود كه« لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »[ قصص ( 28 ) آيهء 25 ] . تفأل دوم به جهت احوال روميان كه به چه انجامد و مآل حال ايشان به آن ملك چگونه خواهد بود . اين آيه بر آمده بود كه« فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ »[ عنكبوت ( 29 ) آيهء 14 و 15 ] و اصحاب سفينه در اين مقام به مصداق حديث صحيح « مثل آدم كمثل سفينة نوح » [ بحار الانوار ، ج 23 ، ص 124 ] پيداست كه حضرت اعلى خاقانى ظل سبحانى است كه ذريهء طيّبهء اهل بيت و اتباع و اصحاب آن حضرتند » . ( 2 ) . ب : دگر . ( 3 ) . ب : آذرى .