تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
از عار فرار گريزان بود در مركز اقامت خود پاى ثبات و قرار افشرده در آن مكان سايبانى بر افراخت و از مركب جرأت و جلادت پياده گرديده در زير سايبان لنگر تمكين « 1 » و وقار انداخت و تواچيان « 2 » سپاه را بر سر راه فراريان معركه آوردگاه فرستاده چندان كه به وعد و وعيد و بيم و اميد مردم را به مراجعت و بازگشتن ترغيب و تحريص نمود فايده‌اى نداد و چون ديد كه تير از كمان جسته به كمان و صيد از دام رسته به دام بازنمىگردد به حكم ضرورت عنان عزيمت به صوب معاودت انعطاف داده فوجى از لشكريان را به حفظ و حراست قلعهء حسن‌آباد كه بر سر راه چلگاه همدان واقع بود فرستاد و خود با عموم سپاه و لشكر از برابر عسكر قيصر به طرف ديگر ميل نموده در مكانى مناسب بار اقامت گشود و خسرو پاشاى سردار از رهگذر كسر شوكت و اقتدار سپهسالار و فرار لشكر نصرت شعار به فتوحات بىشمار اميدوار گرديده از چند در بند ديگر كه در عرض راه چلگاه همدان واقع بود چون بحر پرشوروشرّ عبور نموده در ساحت آن ولايت بار اقامت گشود و چون رايحهء اين خبر قيامت اثر در بلدهء ارم‌نشان همدان به مشام شعور خاقان بحر و بر و شهريار رعيّت‌پرور رسيد از رهگذر تفرقه و تشويش خاطر عجزه و زيردستان مرآت ضمير خورشيد نظيرش غبارآلود كدورت و تشوير گرديد ، امّا چون پيوسته دفع آفت و رفع مضرّت از ساحت سلطنت ابد مدّت سلاطين « 3 » دودمان ولايت و كرامت حواله به نيروى بازوى عنايت بىغايت و زور سرپنجهء دست ولايت است از اين راه گرد ملالى بر آيينهء خاطر قدس مناظر نمىرسيد « 4 » و در دفع و رفع اين دشمن قوى بازو مترصّد ورود جنود غيبى و وفود « 5 » لاريبى بودند تا سردار با آن لشكر بىشمار بىنيل مقصود طريق معاودت به صوب ديار خود پيمود و با وجود تحقّق « 6 » اين معنى چون به ظاهر كار قرب جوار سردار سلسله‌جنبان تفرقه و تشويش بىشمار بود و زور « 7 » سرپنجهء شوكت و اقتدار [ 37 ] اين دشمن قوى سطوت هر ساعت ابواب دهشت و
هامش
( 1 ) . الف ، ب : تمكن . ( 2 ) . ب : قورچيان . ( 3 ) . الف ، ب : « سلاطين » ندارد . ( 4 ) . الف ، ب : نمىرسد . ( 5 ) . الف ، ب : و قواد . ( 6 ) . ب : تحقيق . ( 7 ) . الف ، ب : روز به روز .