مصراع
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
غافل و زاهل افتاده بىباكانه روى عزيمت به كسر شوكت و اقتدار مخالفان غدّار نهاد و به « 1 » انديشهء دور از كار آغروق را در ماهى دشت اقامت نموده خود با عسكر ظفرمدار ، جريده و سوباى به دفع دشمنان بادپيماى طريق ايلغار پيمود و چون آن راه دور و دراز را در عرض مدّت دو شبانه روز قطع نموده در جوار مخالفان بار گيرودار گشود ، پيشتر از آنكه از جا و مكان و چگونگى اوضاع و اطوار گيرودار روميان غدّار اطلاع حاصل كند و مكانى شايسته و سزاوار در خور معركه كارزار و ميدان گيرودار اختيار نمايد به عزم رزم در روز جمعه بيست و يكم ماه مبارك رمضان به تسويهء صفوف و تعبيهء لشكر پرداخته « 2 » رايت اقتدار به كسر شوكت روميان غدّار افراخت و چون سر خيلان لشكر قضا و قدر به حكم « اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه » « 3 » رنگ اين جنگ را در معركهء نام و ننگ به طرح ديگر ريخته بودند به هنگام اشتعال نايرهء قتال و جدال « 4 » شتاب و استعجال برق خرمنسوز ثبات و قرار عساكر ظفر مآل و به آفت چشم زخم و اصابهء عين الكمال گرفتار گرديده از راه اضطراب و اضطرار رخت عزيمت به وادى فرار كشيدند « 5 » و باعث بر اين « 6 » سانحهء عجيبه و واقعهء غريبه آن گرديد كه قبل از ورود جنود نامسعود روميان مآلانديش يك طرف اردوى خود را به افكندن آب گرداب و حل و درياى گل و لاى كرده طرف ديگر را كه فىالجمله راهى به گشادگى داشت به حفر جر و خندق و تعيين تفنگچيان كماندار استحكام تمام داده بودند و چون خان سپهسالار به هم دستى جرأت سرشار و جلادت بىشمار پاى جگر دارى به معركهء گيرودار نهاد ، افروختن تنور حرب در كنار خندق با مخالفان اتّفاق افتاده قتالى شديد و حربى صعب در ميان حزب سعدا و جيش اشقيا روى داد و نخست « 7 » غازيان جان فشان به حدّت تيغ و سنان برق خرمن ثبات و قرار
هامش
( 1 ) . ب : با .
( 2 ) . ب : پرداخت .
( 3 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 89 .
( 4 ) . الف ، ب : نايرهء جنگ و .
( 5 ) . الف ، ب : كشيد .
( 6 ) . ب : باعثترين .
( 7 ) . ب : بخت .