تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
انحراف جسته هفدهم عقرب را كه در ميان ايشان به قاسم گونى « 1 » موسوم از راه قرب شتا و اشتداد و سورت سرما هنگام انقضاى اسفار و روز « 2 » معاودت به جا و مكان ايشان است مرعى نداشته رايت عزيمت از قشلاق ديار بكر به جانب موصل افراشته عزيمت آن دارد كه در اين زمستان با دريا دريا لشكر و سپاه روى اقتدار به تسخير ديار عراق عرب و قلعهء دارالسلام بغداد گذارد ، بنا بر اين راى رزين خسرو روى زمين به آن تعلّق گرفت كه تفنگچيان كماندار موكب اقبال به سركردگى مين‌باشيان و يوزباشيان ايشان و فوجى از عساكر ظفر مآل رخت اقامت به دارالسلام بغداد كشيده به اتّفاق بيگلربيگى و ساير قلعه داران به حفظ و حراست قلعه قيام و اقدام نمايند . و همچنين فرمان واجب الاذعان به عزّ نفاذ پيوست كه كلبعلى بيك آقاسىباشى مبلغى زر نقد كه وفا به مدد « 3 » خرج غازيان قلعه دار تواند نمود از خزانهء عامره نقل « 4 » قلعهء دارالسلام و به صوابديد بيگلربيگى آن ولايت به سويّت در ميان غازيان ظفرنشان قسمت نمايد و به حقيقت كيفيّت و كميّت غازيان قلعه‌دار و ذخيره و آزوقه و ساير اسباب و ادوات قلعه‌دارى رسيده به موقف عرض رساند . و بعد از انجام مهام مذكور اشارهء و الا به صدور پيوست كه اعظم خوانين عهد و اوان زينل خان سپهسالار سپاه ظفر پناه ايران پيشرو موكب ظفرنشان بوده « 5 » از هر طرف كه آمدن سردار روم با عساكر بىشمار آن مرز و بوم متحقّق و معلوم گردد عنان عزيمت
هامش
( 1 ) . ذيل عالم‌آرا ص 38 ، « كولى » قاسم گونى ( كاسم نهمين ماه سال تركها ) اصطلاح نجومى است كه به روز هشتم ماه تشرين ثانى اطلاق مىشد . در تقويم‌ها روز كاسم ( كاسم گونى ) نوشته مىشود و زمان شدّت سرما و بارش برف و يخبندان است و دريانوردان نيز به همين علّت تا صد روز از ماه كاسم سپرى نشده بود وارد دريا نمىشدند (Osmanli Tarihi Deyimleri , C . 2 . 205) اسكندر بيك نيز در عالم‌آراى عباسى به اين روز اشاره كرده است « رايات فيروزى آيات تا هنگام پائيز در آن حدود خيام اقامت نصب نموده توقف داشت تا آنكه وقت اقامت صحرا گذشته هوا روى به سردى آورد و قاسم گونى روميان نزديك شد . ( عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 1082 ) . ( 2 ) . ب : در . ( 3 ) . ب : وفا نمايد . ( 4 ) . ب : « نقل » مكرّر . ( 5 ) . ب : بود .
ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 51 | محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى