تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
روميان غدّار گرفتار و غازيان قلعه‌دار به شامت اين حركت آوارهء ديار فرار گرديدند و روميان بىايمان نيز به گرفتارى سليم خان قناعت كرده رخت اقامت به جانب ديار خود كشيدند و چون خبر گرفتارى وى به صفر پاشاى حاكم قراجه اردهان و سردار آن « 1 » طايفه غدّار « 2 » نابكار رسيد به اميد آنكه به سهولت و آسانى قلعهء آخسقه را مىتوان گرفت با سپاهى گران و لشكرى بىكران « 3 » عازم تسخير آن حصار استوار گرديد و غازيان قلعه‌دار و تفنگچيان كماندار كه به حفظ و حراست آن قلعه و حصار قيام و اقدام مىنمودند ، دروازه‌هاى قلعه را بر روى مخالفان جنگجوى بسته ابواب گيرودار بسيار و زدوخورد بىشمار بر روى روزگار ايشان گشودند و بيگلربيگيان ولايت قراباغ و چخورسعد و طهمورث خان كه به تازگى سر بر خط اطاعت و فرمان‌پذيرى نهاده بود از صورت واقعه خبردار گرديده رخت جمعيّت به عزيمت دفع فتنه و فساد آن طايفهء كم‌فرصت به جانب قلعه كشيدند و ماهچهء رايت اقتدار امراى نامدار هنوز بر آن ديار پرتو وصول نيفكنده بود كه پاى قرار و استقرار صفر پاشا از راه معارضه و مقاتله « 4 » با سپاه ظفرلوا از پيش رفته به سرعت برق و باد روى توجّه به صوب معاودت نهاد و امراى مذكوره نيز رخت معاودت به مقرّ حكومت و فرمانروايى خود كشيده سوانح مذكوره را معروض پايهء سرير سلطنت مصير گردانيدند و شهريار بنده‌نواز و خاقان دوست‌پرور دشمن گداز « 5 » به ازاى سربازى و جان‌فشانى سليم خان ، اسماعيل نام پسر خردسال او را به جاى پدر حاكم قلعهء آخسقه و به لقب ارجمند ايالت و خانى سربلند و اصلان بيك عم او را كه ملتزم ركاب ظفر انتساب بود ، نايب مناب و كفيل مهمّات اسماعيل خان نموده به جانب قلعهء آخسقه روان فرمود . و همچنين در خلال اين احوال ، به مسامع جلال شهريار ستوده خصال پيوست [ 32 ] كه خسرو پاشاى سردار از قاعدهء مستمره و قانون مقرّر « 6 » سلسلهء آل عثمان
هامش
( 1 ) . ب : سرداران . ( 2 ) . ب : « غدّار » ندارد . ( 3 ) . الف ، ب : بىپايان . ( 4 ) . الف ، ب : مقابله . ( 5 ) . ب : گذار . ( 6 ) . ب : مقرّره .