تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
اورنگ سلطنت و سرير جهاندارى به جلوس همايون اين بهين نوباوهء بوستان شهريارى به ذروهء چرخ زنگارى سود و بنا بر آنكه در آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى سلطنت سحاب مكرمت و احسان آن حضرت بركشت مرام « 1 » كافهء جهانيان به يك نسبت گوهر بار بود رشحه‌اى از غمام احسان و انعام آن خسرو كيخسرو غلام ، طراوت‌بخش گلهاى افسرده خاطر طهمورث خان نيز گرديده منشور عاطفت و احسان به نام آن سرگردان وادى يأس و حرمان به عزّ نفاذ رسيده به علاوه افسر سربلندى و تشريف ارجمندى ، فرق اقتدار و قامت اعتبارش را زيب و زينت داده مصحوب ارباب اعتماد ، به جهت او فرستاده بودند در اين وقت او نيز به مقتضاى اداى شكر نعمت ايلچيان كاردان با تحف و هداياى شايان و پيشكشهاى نمايان به آستان گردون‌شأن روان و استدعاى عفو و بخشايش از جرايم و زلات گذشته خود نمود و خاقان پوزش‌پذير خط نسخ بر جريدهء جريمه و تقصير وى كشيده فرستاده‌هاى او را مشمول عواطف و احسان بىكران و مقضى المرام مرخّص فرمود . ديگر از سوانح اقبال ، آمدن شاهين كراى خان پادشاه‌زادهء تاتار به آستان جاه و جلال است كه قبل از اين به بلدى بخت بلند و راهنمايى طالع ارجمند در زمان دولت خاقان گيتىستان فردوس‌مكان ، چنانچه در محل خود اشعارى به آن شد ، روى نياز به درگاه پادشاه سرافراز نهاده ابواب عنايت بىغايت آن حضرت را بر وجه دلخواه بر روى روزگار خود گشاده بود و بعد از معاودت به صوب ديار خود به يمن توسّل به اين دودمان ولايت‌نشان ، وليعهد محمد كراى خان برادر بزرگ خود كه نوبت سلطنت و فرمان فرمايى طوايف تاتار به وى رسيده بود گرديده كامران و كامكار مدار مىگذرانيد تا به مقتضاى قضا در سال گذشته جانى بيك كراى عم‌زادهء وى به امداد و اعانت روميان غدّار دست اقتدار محمد كراى خان را از دامن مواصلت عروس سلطنت آن ولايت كوتاه كرده از اين راه اختلال تمام و فتور
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « مرام » ندارد .