بدان « 1 » طرف معطوف داشته بدانچه مقرون به مصلحت دولت ابد مدّت باشد به عمل آورد . و خان عالىشأن به شرف پاىبوس رخصت سرافرازى يافته به صوب مقصد مرحلهپيماى گرديد و افواج بحر امواج عساكر ظفر خراج مانند سيل بهار كه از دامن كهسار انحدار « 2 » يابد به اردوى سپهسالار پيوسته كمر دفع و رفع « 3 » مخالفان غدّار بر ميان جان مىبستند . و بعد از رفتن سپهسالار ، شهريار تاجدار خاقان گردون اقتدار به عزيمت قشلاق در خطّهء ارمنشان همدان رحل اقامت افكنده مسرّتپيراى خاطر آفتاب اشراق بودند و پيوسته با خواصّ ارباب اختصاص مانند عيسى خان قورچىباشى و سلطان العلماء خليفه سلطان اعتماد الدولة و ساير مقرّبان و مخصوصان ابواب نشاط صيدافكنى و شكار اندازى و چوگانبازى و قبقاندازى بر روى ضمير « 4 » خورشيد نظير گشوده انجمنآراى بزم خوشدلى و شادمانى مىبودند تا فصل زمستان در آن خطّهء خلدنشان به پايان رسيد .
آغاز گاو تازى خسرو پاشاى سردار در معركهء اقتدار و سمند لشكركشى به شهر زور « 5 » تاختن و از آنجا رايت حركت به صوب همدان و در جزين « 6 » افراختن و به زور سر پنجهء ولايت « 7 » كارى نساختن
يكهتاز كلك وقايع طراز در طىّ نشيب و فراز اين داستان چنين تك و تاز مىنمايد كه ، چون خبر قيامت اثر سفر گزيدن خاقان گيتىستان فردوسمكان به شهرستان جنان و بهشت جاويدان [ 33 ] ابواب انواع شورش و انقلاب بر روى جهان و جهانيان باز كرد ، سلطان روم و فرمان فرماى آن مرز و بوم را به شنيدن اين خبر
هامش
( 1 ) . الف ، ب : بر آن .
( 2 ) . ب : آن حدود .
( 3 ) . الف ، ب : « و رفع » ندارد .
( 4 ) . الف ، ب : « ضمير » ندارد .
( 5 ) . م : شهره زور .
( 6 ) . در جزين درگزين : شهرى بوده بين همدان و زنجان ( لغتنامه ) .
( 7 ) . الف ، ب : اقبال .