سردار بنا بر دلجويى و اطمينان خاطر « 1 » عجزه و رعاياى آن ديار به اشارهء و الا در مشهد مقدّس معلّى اتّفاق افتاد .
ديگر از جمله سوانح اين سال سعادت اشتمال ورود خيرات خان ايلچى جليل الشأن سلطان عبد اللّه قطب شاه [ 24 ] به آستان جاه و جلال خاقان بلنداقبال بود .
خلاصهء اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه ، چون سلطان محمد امين والى سابق ديار گلكنده « 2 » كه برادرزاده و داماد محمد قلى قطب شاه بود سفر ناگزير اختيار نموده سلطان عبد اللّه خلف اكبر وى ، بر سرير قطب شاهى تكيه فرموده از راه اقتفا و تأسى به سلسلهء رفيعهء قطب شاهيّه * كه از قديم الايام الى الآن طريق عقيدت و اخلاص و هواخواهى و اختصاص به آستان گردون مناص مىپيمودند در اواخر زمان فرخندهنشان خاقان گيتىستان فردوسمكان خيرات خان مشار اليه را كه از اعاظم امرا و اركان دولت آن سلسله بود به رسم حجابت « 3 » روانهء درگاه جهانپناه نموده بود « 4 » و وقتى سفينهء دريايى راهپيماى وى در بندر مباركه عباسى به ساحل مقصود رسيد كه به صرصر رسيدن خبر قيامت اثر واقعه ناگزير آن حضرت ، كشتى طاقت و توان جهانيان گرفتار چهار موجهء طوفان حوادث گرديد و چون بر اثر آن خبر مصيبت اثر مژدهء جلوس همايون مسند آراى اورنگ سلطنت ربع مسكون به وى رسيد به مرافقت جهان جهان خوشدلى و شادمانى و عالم عالم مسرّت و كامرانى متوجّه درگاه فلك پيشگاه گرديده در عمارت مباركهء نقش جهان دار السلطنهء اصفهان خود را به عزّ بساط بوس و شرف مجالست همايون سربلند گردانيد و تحف و هداياى فزون از اندازهء شمار سلطان عبد اللّه قطب شاه را كه به جاى گنج روان با خود همراه داشت با نامهء ضراعت ختامهء قطب شاه از نظر اشراق اثر شهريار هفت كشور گذرانيده منظور انظار عاطفت و احسان و مشمول عنايت بىكران آن حضرت گرديد .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « خاطر » ندارد .
( 2 ) . گلكنده : در استان اندراپرادش دكن در هشت كيلومترى غرب حيدرآباد ، مركز سلسلهء قطب شاهيان بود .
( 3 ) . الف ، ب : حاشيه : سفارت .
( 4 ) . ب : نمود .