تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
دولت پايدار نمىگسست و پيوسته ساحت ميدان نقش جهان دار السلطنهء اصفهان در نظر عبرت اولى الابصار حكم پايدار داشت . القصّه ، پيشتر از آنكه رايت عزيمت اين اورنگ طراز سرير اقبال به دفع و رفع دشمنان قوى بازو ، پرچم‌گشاى و مرحله‌پيماى گردد به مضمون صدق مشحون ، نظم
سالى كه نكوست از بهارش پيداست
امراى جان نثار و عساكر فيروزى شعار به شعلهء تيغ جلادت و مردانگى كشت اقتدار دشمنان غدّار خاكسار را به باد فنا داده ابواب فتح و فيروزى بر روى روزگار دولت پايدار گشوده بودند . و بعد از آنكه به انهاى منهيان راست گفتار خبر تحقيق لشكر كشيدن خسرو پاشاى سردار عسكر قيامت هجوم روم به عراق عرب و رسيدن وى به دياربكر به آستان گردون‌شأن رسيد ، الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به صوب آن ولايت پرچم‌گشاى و آسمان‌ساى گرديد و قبل از توجّه موكب همايون ، خلف بيك سفره‌چىباشى را كه بر سر خوان تربيت و عنايت خاقان گيتىستان [ 26 ] فردوس‌مكان پرورش يافته به مزيد قرب و منزلت از ساير ملتزمان ركاب اقبال ممتاز بود مقدمهء جنود ظفر ورود فرموده روانهء آن حدود نمودند كه به جمع آوردن دلهاى پريشان عجزه و زيردستان و پريشانى عقد جمعيّت معاندان و ساير امور ضروريّه كه مقرون به مصلحت دولت ابد مدّت باشد قيام و اقدام نمايد و فرق شوكت و اقتدار خان فدويت شعار زينل خان شاملو وكيل السلطنه و [ كلب على بيك ] « 1 » ايشيك آقاسىباشى را به افسر اعتبار سپهسالارى سربلندى كرامت فرموده نظام و انتظام مهام عساكر ظفر فرجام را به عهدهء كاردانى و اهتمام او نمود و به هنگامى كه صرصر خزان چون لشكر بيگانه روى به كشور گلستان مىآمد ، گلهاى هميشه بهار پرچم رنگارنگ اعلام موكب ظفرنگار را وقت شكفتن رسيده الويهء اقبال بىزوال و رايات جاه و جلال از دار السلطنهء اصفهان بهشت‌نشان به تاريخ روز شنبه
هامش
( 1 ) . هر سه نسخه : ندارد . تكميل از ، از شيخ صفى تا شاه صفى ، ص 239 .