تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
ضابطه نويس : از مشاغل دولتى كه امور مربوط به محصولات و مستغلات ديوانى را در حيطهء عمل داشت و تحت فرمان مستوفى الممالك كار مىكرد . ( معين ) ضراعت : فروتنى نمودن . ( لغت‌نامه ) طويت : انديشه ، راز ، نيت . ( معين ) عراق : اصطلاح عراق اطلاق مىشود بر ايالات مركزى ايران كه بين اصفهان و همدان و تهران قرار دارند . ( سازمان ادارى ، ص 20 ) عرين : بيشه ، جاى شير ، نيزار . ( معين ) عزب‌باشى : ريش سفيد عزبان و فرّاشان دفتر است و دفاتر كه در خارج از انبار است به تحويل او و اگر دفاتر مفقود گردد بازخواست آن از مشار اليه مىشده و به دستور دفتر از ارقام و احكام به خط او مىرسيد . ( تذكرة الملوك ، ص 43 ) در تشكيلات امپراتورى عثمانى گروهى از نظاميان را مىگفتند . عقاب : شكنجه ، شكنجه دادن . ( معين ) غطاء : پرده ، پوشش . ( لغت‌نامه ) غفير : بسيار و جمع كه زياده از ايشان نتوانند ديد . ( غياث اللغات ) فرضه : دهانهء جوى ، جاى درآمدن كشتى ، دريا . ( معين ) فروسيّت : سوارى ، سواركارى ، شناختن اسب . ( لغت‌نامه ) قاپوچى : حاجب ، دربان . ( آنندراج ) قيچاچىباشى : در دورهء صفوى دو دستگاه قيچاچىخانه موجود بوده است : 1 . قيچاچىخانه خاصه ، كه اختصاص به تهيهء لباس شاه و اهل حرم و خلوت‌هايى كه گرانبهاى امرا كه تن‌پوش شاه بود كه به امرا داده مىشد . 2 . قيچاچىخانه امرايى ، كه خلوت‌هاى كم‌بهاترى را تهيه مىكرده و سه گونه محصول داشت كه عبارت بودند از بالاپوش ، قبا و تاج . ( سازمان ادارى ، ص 127 ) قيچاچى قيجاجى ( تركى ) يعنى خياط و دوزنده ، قيچاچىخانه خياطخانه و قيچاچىگرى خياطى ( معين ) رئيس اين گروه را قيچاچىباشى مىگفتند .